چهارشنبه / ۲۴ تیر / ۱۴۰۵ Wednesday / 15 July / 2026
×

به گزارش سرویس «سیاسی»؛ شب‌های ایران را بنگرید که دیگر تنها آسمان بر فرازش ستاره نمی‌افشاند، بلکه سنگفرش خیابان‌هایش از قدم‌های استوار مردان و زنانی روشن شده است که گویی از اعماق تاریخ، از تبار رستم و آرش، از نسل مالک و حبیب، برخاسته‌اند تا صحنه را برای حماسه‌ای دیگر آراسته کنند. این خیل عظیم، […]

طوفان غیرت در خیابان‌های عهد و وفا
  • کد نوشته: 4195
  • ۴ خرداد
  • 16 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش سرویس «سیاسی»؛ شب‌های ایران را بنگرید که دیگر تنها آسمان بر فرازش ستاره نمی‌افشاند، بلکه سنگفرش خیابان‌هایش از قدم‌های استوار مردان و زنانی روشن شده است که گویی از اعماق تاریخ، از تبار رستم و آرش، از نسل مالک و حبیب، برخاسته‌اند تا صحنه را برای حماسه‌ای دیگر آراسته کنند. این خیل عظیم، این دریای موّاج و خروشان، نه یک اجتماع ساده، که فریاد تپنده حیات یک ملت است. آنان نیامده‌اند تا تماشاگر باشند؛ آمده‌اند تا سند مالکیت این آب و خاک را با خون غیرت خویش تمدید کنند و یکبار دیگر، عهد جاودانه خود را با امام و مقتدای خویش، سید مجتبی، فریاد بزنند.

    اینک، طلایه‌داران این قیام مقدس، با چشمانی باز و دل‌هایی مالامال از ایمان، در میان تاریکی شب، مشعل‌های بصیرت را برافراشته‌اند. پیام آنان روشن و صریح است: گوش‌ها به فرمان اوست، دل‌ها با تپش اراده او هماهنگ است، و جان‌ها سپر بلای فرامین او. ما، ملت ایران، از آن ده بند آسمانی که منشور عزت و استقلال این دیار است، نه یک گام، نه یک وجب، که حتی به اندازه یک تار مو عقب نخواهیم نشست. این ده فرمان، عصاره خون شهیدان، خلاصه حکمت تاریخ، و چراغ راه رهایی ما از ظلمت وابستگی است.

    پس بشنوید، ای کسانی که در پستوی اتاق‌های مذاکره، قلم به دست گرفته‌اید تا سرنوشت ما را بر کاغذهای ذلت بنویسید! این خیابان‌ها دادگاه‌های خاموش‌شدنی نیستند. اگر در آن میزها، زمزمه تعطیلی غنی‌سازی سر داده شود، اگر سخن از خروج اورانیوم ۶۰ درصد به میان آید، اگر به خود جرأت دهید که از حاکمیت بلامنازع ایران بر تنگه هرمز چشم‌پوشی کنید، بدانید که این ملت، با همان غیرتی که خلیج فارس را تا ابد فارسی نگه داشت، پاسختان را خواهد داد. حتی اگر کمترین سهل‌انگاری، ضعیف‌ترین عقب‌نشینی، و ناچیزترین کوتاهی از آن ده بند محکم و حیاتبخش رهبری دیده شود، این مردمِ مبعوث‌شده از سوی تاریخ، چون سیلی خروشان به پا خواهند خاست و پیش از آنکه قلم خیانت بر برگ توافق خشک شود، طومار آن را در هم خواهند پیچید.

    دوران بستن عهدنامه‌های ننگین به سر آمده است. دیگر نه کسی خواب ترکمنچای می‌بیند، نه ردای مذاکره‌کنندگان گلستان بر قامت فرزندان این سرزمین برازنده است. مردمی که اینک خیابان‌ها را از عطر حضور خود آکنده‌اند، فرزندان خلف همان نیاکانی هستند که از پس قرن‌ها، ننگ آن قراردادهای تحمیلی را با خروش انقلاب اسلامی از دامان این کشور زدودند. آنان بیدارند، بیدارتر از همیشه تاریخ، و هرگونه خیانت به عزت ملی، هرگونه پذیرش ذلت و زبونی در برابر زیاده‌خواهان، و هرگونه سازش بر سر شرف و امنیت را در نطفه خفه خواهند کرد و خائنان را به سزای اعمال ننگینشان خواهند رساند.

    این اجتماع عظیم، این خیزش مقدس، یک پیام بیش ندارد: ما آمدیم تا اعلام کنیم که برای پاسداری از فرامین رهبری خویش، از جان و مال و هستی خود گذشته‌ایم. ما آمدیم تا با طوفان غیرت خود، هر برگه سازش را از دست باد پاییزی تاریخ بگیریم. ای رهبر، ای سید مجتبی، این خیابان‌ها، این سینه‌های ستبر، این فریادهای رسا، همه سپاه فداییان تواند. ما ایستاده‌ایم، تا آخرین نفس، تا پای جان، برای عزت ایران، برای جاودانگی اسلام، و برای اجرای بی‌کم‌وکاست آن ده بند طلایی که میثاق همیشگی ما با توست.

     

    سهیلا بدرلو

    انتهای پیام/

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *