چهارشنبه / ۲۴ تیر / ۱۴۰۵ Wednesday / 15 July / 2026
×
پرسش بنیادین اینجاست که با وجود استقرار کامل حاکمیت ایران بر این گذرگاه حیاتی بر اساس حقوق بین الملل دریاها (به ویژه کنوانسیون ۱۹۸۲) و پذیرش آن توسط افکار عمومی جهانی و معادلات ژئواستراتژیک، اساساً موضوع مذاکره با آمریکا بر سر چه محوری میتواند شکل بگیرد؟
تنگه هرمز؛ حاکمیت تثبیت شده و بیهودگی مذاکره با قدرتهای فرامنطقه‌ای
  • کد نوشته: 4091
  • ۳ اردیبهشت
  • 132 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش گروه سیاسی«کمال مهر»؛با گذشت بیش از پنجاه روز از آغازین روزهای تثبیت حاکمیت بلامنازع جمهوری اسلامی ایران بر آبراه راهبردی تنگه هرمز، طرحِ ایده مذاکره بر سر این اصل راهبردی، نه تنها فاقد کوچکترین توجیه حقوقی و سیاسی است، بلکه تردیدافکنی در یکی از بزرگترین دستاوردهای حاکمیتی ایران در دوران معاصر محسوب میشود.

    پرسش بنیادین اینجاست که با وجود استقرار کامل حاکمیت ایران بر این گذرگاه حیاتی بر اساس حقوق بین الملل دریاها (به ویژه کنوانسیون ۱۹۸۲) و پذیرش آن توسط افکار عمومی جهانی و معادلات ژئواستراتژیک، اساساً موضوع مذاکره با آمریکا بر سر چه محوری میتواند شکل بگیرد؟

    بزرگترین دستاورد ایران از ابتدای تحولات دفاعی و امنیتی منطقه، اعمال و تثبیت عملیِ حاکمیتی بوده که مشروعیت آن نه بر مبنای مذاکره با قدرتهای فرامنطقه ای، بلکه ریشه در قوانین پذیرفته شده بین المللی و اقتدار ملی دارد.

    حاکمیت ایران بر تنگه هرمز امروزه دیگر یک ادعا نیست؛ یک «واقعیت راهبردی تثبیت شده» است که موازنه قدرت در غرب آسیا بر پایه آن تعریف میشود. بنابراین، به میان آوردن این مسئله بر سر میز مذاکره، جز افکندن سایه ای از تردید بر این حقیقت مسلم و القای وابستگی مشروعیت ملی به تأیید بیگانگان، حاصلی نخواهد داشت.

    در چارچوب دکترین امنیت ملی ایران، هرگونه مذاکره بر سر امتیازاتی که با خون و صلابت به دست آمده اند، صرفاً بیانگر ضعف استراتژیک و نیاز روانی به مشروعیت بخشی از جانب همان قدرتی است که منافعش در تضعیف این حاکمیت تعریف شده است.

    مذاکره در این زمینه نه تنها بی فایده و عبث است، بلکه مضر و مخربِ بنیانهای بازدارندگی ملی خواهد بود. ورود به چنین گفت وگویی، نه به عنوان یک تاکتیک دیپلماتیک، بلکه نشانه ای آشکار از تزلزل در عزم ملی و تردید در حقوق مسلم حاکمیتی تلقی میگردد.

    از منظر تحلیل سیاسی، هرگونه نرمش در این موضوع، این پیام مخاطره آمیز را به طرف مقابل مخابره میکند که جمهوری اسلامی ایران برای تحکیم جایگاه خود بر آبراه های ملی، حاضر به چانه زنی بر سر دستاوردهای قطعی خویش است. این در حالی است که قدرت بازدارندگی ایران دقیقاً بر اصل «مصونیت خطوط قرمز» بنا شده است.

    بنابراین، اصرار بر مذاکره بر سر تنگه هرمز، نه مسیری برای تثبیت صلح، که راهبردی برای فرسایش اقتدار ملی و خدشه دار ساختن استقلال راهبردی ایران است.

    تنگه هرمز خط قرمزِ غیرقابل گفت وگو است. حاکمیت ایران بر این تنگه محصول صلابت ملی است و نیازی به مهر تأیید واشنگتن ندارد. گفت وگو در این باره، پیشاپیش محکوم به شکست بوده و مصداق بارز عقب نشینی از مواضع قدرت به حوزه انفعال است.

    انتهای پیام/
    س.بدرلو

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *