تنگه هرمز؛ حاکمیت تثبیت شده و بیهودگی مذاکره با قدرتهای فرامنطقهای
یادداشت| اصحاب رسانه چگونه آرایش تحریف دشمن را درهم شکستند؟
مساجد البرز میزبان آیین شام غریبان رهبر شهید انقلاب
پیگیری جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله به پل B1
گفتوگو| چرا محور مقاومت با شهادت رهبر شهید قدرتمندتر شد؟
وحدت مردم رمز استمرار راه قائد شهید امت است
کرج تمامقد پایکار خدمترسانی و بدرقه زائران امام شهید امت
بازخوانی مکتب رهبر شهید از زبان آیتالله ردایی/ نسخه نجات حکمرانی
روایت مکتب ماندگار/رهبر شهید چگونه ایران را از پیچهای تاریخی عبور دادبه گزارش گروه سیاسی «کمال مهر»؛ در نظریه سیاسی «امالقری»، جهان اسلام یک پیکره واحد تلقی میشود که ثبات و امنیت آن در گرو وجود یک مرکزیت قدرتمند و مقبول است. جمهوری اسلامی ایران بر اساس این دکترین، نه صرفاً یک دولت ملی، بلکه کانون هدایتگر امت اسلامی محسوب میشود.
اثبات این جایگاه مستلزم احراز دو مؤلفه اساسی است: نخست، برخورداری از «مقبولیت عمومی» نزد ملل مسلمان و دوم، دارا بودن «توان عملی و راهبردی» برای حمایت از کشورهای اسلامی و دفاع از منافع آنان در معادلات بینالمللی.
رویدادهای اخیر در عرصه دیپلماسی و میدان نبرد، بهویژه نحوه ورود ایران به مذاکرات حساس با آمریکا، آزمونی عینی برای سنجش صحت این ادعا بود.
در پی ۴۰ روز درگیری نظامی در منطقه، مذاکراتی میان ایران و آمریکا با محوریت برقراری آتشبس شکل گرفت که نتیجه آن، طرحی مشتمل بر ۱۰ بند از شروط جمهوری اسلامی ایران بود.
محوریت این سند نه فقط بر تأمین منافع ملی ایران، بلکه بر حل بحرانهای جهان اسلام، خصوصاً در لبنان، استوار بود. در حالی که دولت آمریکا و شخص دونالد ترامپ مصرانه تلاش داشتند پرونده لبنان و حزبالله را از دایره این توافق خارج سازند و نتانیاهو نیز با صراحت بر ادامه عملیات نظامی علیه لبنان اصرار میورزید، دستگاه دیپلماسی ایران با قاطعیت، «برقراری آتشبس فوری و پایدار در لبنان» را بهعنوان یکی از بندهای الزامآور این توافق ۱۰ بندی تثبیت کرد. این شرط، تبدیل به خط قرمزی شد که بدون تحقق آن، کل فرآیند آتشبس منطقهای از دید ایران فاقد اعتبار بود.
پافشاری ایران بر این شرط و عقبنشینی نهایی جبهه آمریکا-اسرائیل از مواضع اولیه خود، ترجمان عینی دو رکن نظریه «امالقری» است. از یک سو، این اقدام نشاندهنده مقبولیت و جایگاه ایران بهعنوان سخنگو و حامی اصلی ملت لبنان در عرصه بینالمللی بود؛ کشوری که توانست خواست ملت تحت محاصره را به یک بند الزامآور در توافقی دوجانبه با ابرقدرت جهانی بدل سازد. از سوی دیگر، این موفقیت بدون برخورداری از توان بازدارندگی و نفوذ راهبردی ایران در معادلات میدانی و اقتصادی غرب آسیا امکانپذیر نبود. در حقیقت، ایران با بهرهگیری از قدرت خود، طرف مقابل را در موقعیتی قرار داد که پذیرش خواستههای امت اسلامی، تنها گزینه پیش رو بود. شورای عالی امنیت ملی ایران نیز صراحتاً اعلام کرد که آتشبس در لبنان، با پافشاری و اراده جمهوری اسلامی به دشمن تحمیل گردید.
این سیر تحولات ثابت میکند که جمهوری اسلامی ایران دیگر یک بازیگر صرفاً ملی نیست، بلکه به کانون ثقل و محور تصمیمسازی برای امنیت و ثبات در جهان اسلام بدل شده است.
تحمیل شرط آتشبس لبنان بر آمریکا و اسرائیل در چارچوب مذاکرات ۱۰ بندی، سندی متقن و انکارناپذیر بر تحقق عینی نظریه «امالقری» است. ایران نشان داد که هم از مقبولیت لازم برای نمایندگی و دفاع از ملل مسلمان برخوردار است و هم از توان کافی برای وادار ساختن قدرتهای بزرگ به تمکین در برابر این خواست برخوردار میباشد. این واقعه نه یک موفقیت مقطعی، که تبلور نقش تمدنی ایران در نظم نوین منطقهای است.
انتهای پیام/
س.بدرلو
دیدگاهتان را بنویسید