تنگه هرمز؛ حاکمیت تثبیت شده و بیهودگی مذاکره با قدرتهای فرامنطقهای
یادداشت| اصحاب رسانه چگونه آرایش تحریف دشمن را درهم شکستند؟
مساجد البرز میزبان آیین شام غریبان رهبر شهید انقلاب
پیگیری جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله به پل B1
گفتوگو| چرا محور مقاومت با شهادت رهبر شهید قدرتمندتر شد؟
وحدت مردم رمز استمرار راه قائد شهید امت است
کرج تمامقد پایکار خدمترسانی و بدرقه زائران امام شهید امت
بازخوانی مکتب رهبر شهید از زبان آیتالله ردایی/ نسخه نجات حکمرانی
روایت مکتب ماندگار/رهبر شهید چگونه ایران را از پیچهای تاریخی عبور دادبه گزارش گروه سیاسی «کمال مهر»؛ امروز، روزی است که روابط عمومیها باید طلایهدار اعتمادسازی باشند؛ اما گویا در میانهٔ تردیدها و سکوتها، این اعتماد به حاشیه رانده شده است. تغییر ساعات کاری ادارات، آنگونه که در کلامِ مسئولان آراسته میشود، در عمل به آزمونی سخت برای شهروندان تبدیل شده است. سیاستی که با شعار «بهینهسازی انرژی» آغاز شد، امروز در پیچوخم اجرا، نه تنها به وعدههایش پایبند نمانده، که گاه به عاملی برای تضعیف اعتماد عمومی بدل گشته است.
برخی ادارات استان البرز زمان کاری خود را همان ۷:۳۰ نگاه داشته اند و مردم از ساعت ۶ صبح درمقابل ادارات در انتظار می ایستند تا آن اداره باز شود؛ این درحالی است که هیچگونه اطلاع رسانی در این رابطه انجام نشده است. این بلاتکلیفی نه تنها همچنان به ناترازیها ادامه میدهد بلکه به وقت و هزینه و ذهن مردم نیز آسیب میزند.
آیا زمان آن نرسیده که به جای تکرار بخشنامههای مکتوب، از پشت درهای بستهٔ ادارات بیرون بیاییم و بپذیریم که سیاستگذاری بدون «اجرای شفاف» و «پاسخگویی»، تنها واژههایی روی کاغذ است؟ وقتی اداراتی خودسرانه و یا به هر دلیلی ساعت کار را تغییر نمیدهند، روابط عمومیها به جای روشنگری، سکوت پیشه میکنند، و شهروندان همچنان در بلاتکلیفیِ میمانند، چگونه میتوان باور کرد که این طرح، حاصل مطالعات «کارشناسی دقیق» بوده است؟
روز روابط عمومی، یادآور این واقعیت است که ارتباط با مردم، تنها در ابلاغ دستورالعملها خلاصه نمیشود. روابط عمومیِ کارآمد، باید صدای مردم را به گوش تصمیمگیران برساند، نه اینکه پشت جملات کلیشهای پنهان شود. وقتی شهروندی برای دریافت یک خدمت ساده، ساعتی زودتر میآید و درِ اداره را بسته میبیند، آیا روابط عمومیِ آن دستگاه به این پرسش پاسخ میدهد که «چرا بخشنامهها تنها برای مردم نوشته میشوند، نه مدیران؟» و یا عذر بدتر از گناه آن مسئول هنگام ورود به اداره خود با مردمی که در انتظار به سر می برند چگونه مواجه می شود!؟
و بالاتر از آن، آیا نظارت بر اجرای مصوبات، تنها در حد هشدارهای رسانهای باقی میماند؟ اگر نظارتی وجود دارد، چرا برخی مدیران خود را فراتر از قانون میپندارند؟ این سکوتِ روابط عمومیها و نهادهای نظارتی، نه تنها عدالت اجرایی را زیر سوال میبرد، بلکه این گمان را تقویت میکند که گویا مسئولیتپذیری، فدای مناسبات اداری شده است.
امروز، روزی است که باید پرسید: روابط عمومیها آیا حاضرند از لاک دفترها خارج شوند و به میدان گفتوگو با مردم بیایند؟ یا ترجیح میدهند همچنان سیاستِ «سکوت» را پیشه کنند، تا موج انتقادها در انبانِ روزمرگی گم شود؟ پاسخ این پرسش، نه در بیانیهها، که در عملِ امروزِ آنها نهفته است.
انتهای پیام/
م.رضائی اصل
دیدگاهتان را بنویسید