چشم هایی که برای عشق بسته شد

0
بازدیدها: 163

 

 

 

 

به گزارش حوزه رادیو تلویزیون کمال مهر؛ با نگاهی اجمالی به ویژگی های این سریال و نحوه طرح موضوع انقلاب اسلامی در قصه اش می توان این موفقیت را قابل توجیه دانست. اگرچه این مجموعه با نگاهی تخصصی از نظر موضوعی مورد قضاوت و داوری قرار گرفته است و در میان آثاری که به دو موضوع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس دسته بندی شده اند، حضور داشته است، اما این مساله نیز خود نشان از پرداخت درست و درخور موضوعی داستان این سریال دارد. در واقع داستان ارمغان تاریکی در بستر درامی روانشناسانه روایت می شود و درباره یک دانشجوی عکاسی به نام مجید است که در اوایل انقلاب جذب یکی از سازمان های سیاسی شده، به دلیل هوش و ذکاوت خود مورد اطمینان قرار می گیرد و به او ماموریت مهمی واگذار می شود.

این خلاصه داستان در نگاه اول ممکن است ذهن مخاطب را به سمت و سوی تماشای اثری سیاسی هدایت کند. اما باید گفت که تماشای این سریال او را به نتیجه ای کاملا متفاوت می رساند. واقعیت این است که مخاطب با تماشای سریال ارمغان تاریکی در ماجرایی عاشقانه به نوعی عمیق می شود که گاهی بستر ماجرا و بن مایه آن را فراموش می سازد. داستان ارمغان تاریکی پرکشش است و اگرچه مهم ترین اتفاق عاشقانه آن(نفوذ مجید به زندگی سارا با هدف جاسوسی و در ادامه عاشق شدن او و سعی در جبران گذشته) روی کاغذ غیر قابل باور و نادر به نظر می رسد، اما پرداخت تصویری و پیچیدن آن در لفافه یک واقعیت تاریخی سبب شده است تا بیننده آن را قابل باور و ملموس بیابد. در واقع این ادغام یک داستان عاشقانه نادر و بعید با روایتی تاریخی است که این اتفاق را سبب می شود. باید گفت ارمغان تاریکی به واسطه بهره گیری از دو مقطع زمانی فضاهای متفاوتی را از نظر بصری و قصه پیش چشم بیننده می نشاند. چراکه کاراکترها در دو مقطع زمانی سال های ابتدایی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و دهه ی بعد از آن فرصت تغییر و تحول شخصیتی دارند و همین مساله پویایی قصه و در نهایت خود شخصیت ها را تامین می کند.

ارمغان تاریکی به لحاظ تصویری از مایه های رنگی تیره بهره مند است و نحوه پوشش و چیدمان صحنه به گونه ای است که ما را به فضاهای کلاسیک سوق می دهد. جلیل سامان به عنوان کارگردان در این سریال فیلمنامه ای را پرداخته است که خود او نوشته. بنابراین این مساله به خودی خود به اشرافش بر قصه، نوع روایت آن، انتخاب بازیگران و هدایت آن ها به ایفای بهتر نقش منجر شده است و نوعی یکدستی را به مجموعه تزریق کرده است.

مجموعه تلویزیونی ارمغان تاریکی به طور کلی چند ممیزه اصلی دارد که آن را در میان آثار این چنینی بارز می کند. نخست آن که این سریال بر اساس ماجرایی شخصی به ماجرای انقلاب اسلامی پل می زند. شخصیتی که خود او قهرمان قصه است و گره های داستان هم توسط او ایجاد شده و هم توسط خود او باز می شود. یعنی زمانی که تصمیم می گیرد به جریان های غیرانقلابی بپیوندد و زمانی که تصمیم به خروج از آن می گیرد. این رویداد بسیار جالب توجه است. چراکه وی در ابتدا با میل ارادی و با انگیزه پیشرفت به این تصمیم تن می دهد اما در ادامه با اتفاقی که بی ارتباط با تقدیر نیست، از تصمیم خود منصرف می شود. حضور همزمان این دو عامل در فضای داستان یکی از نقاط قوت سریال است.

دوم آن که مجموعه ارمغان تاریکی با وجود آن که حال و هوای کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره دارد، اما نمی توان آن را یک اثر مناسبتی دانست و اتفاقا هوشمندی نویسنده و کارگردان در لفافه پیچیدن مضمونی مهم برای تاثیرگذار تر کردن آن است.

نکته سوم این که ارمغان تاریکی از زاویه معاندان به بازگویی تاریخ می پردازد و شرحی دارد بر بدخواهی گروهی که از آشفتگی اوضاع سیاسی و بعضی ناهماهنگی ها برای رسیدن به خواسته های شخصی یا حزبی شان سود می جویند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید