ابرحریفی به نام «آیت الله» که نقشه راه را می داند

در مواضع اعلامی گروههای سیاسی و نیز تفسیرهای ارائه شده، تلاش گردیده به انحای مختلف در خصوص چرایی شکل گیری حماسه 22 بهمن، دلایلی اقامه گردد که البته هریک در خورد نقد و تأمل است.
 

 

 

کمال مهر:حماسه حضور ملت ایران در 22 بهمن 1392 را می توان برگ زرین دیگری در تاریخ انقلاب اسلامی دانست. حضور پرشور  و شعور مردمی در راهپیمایی این روز تاریخی، چنان وسیع بود که حتی بدخواهان ملت ایران را نیز به اعتراف واداشت. به نحوی که برخی رسانه های بیگانه که تا پیش از آن معمولا تلاش می کردند تا در انعکاس خبری، حضور مردمی را در راهپیماییهای جمهوری اسلامی ایران، کمتر از واقع نشان دهند، این بار زبان به اعتراف گشوده و اذعان به میلیونی بودن این حضور حماسی کردند. اما آنچه مهمتر است، چرایی این حضور حماسی و دلایل آن است که در ادامه به بررسی این مسئله پرداخته خواهد شد.

چرایی حضور حماسی ملت

در مواضع اعلامی گروههای سیاسی و نیز تفسیرهای ارائه شده، تلاش گردیده به انحای مختلف در خصوص چرایی شکل گیری حماسه 22 بهمن، دلایلی اقامه گردد که البته هریک در خورد نقد و تأمل است. در این خصوص به برخی پاسخهای ارائه شده به پرسش چرایی این حماسه سیاسی اشاره خواهد گردید:

1- حضور پرشکوه ناشی از تغییر در آرایش سیاسی کشور: برخی چنین عنوان می نمایند که تغییرات به وقوع پیوسته در آرایش سیاسی کشور، سبب ساز یک حضور فوق العاده شده و حتی عدد 2.5 برابر شدن جمعیت شرکت کننده نیز از سوی این افراد ارائه شده که البته عدد فوق فاقد هرگونه مستند علمی و دارای قابلیت ارزیابی است.

علی ای حال اگر فرضیه افزایش جمعیت شرکت کنندگان در این راهپیمایی به دلیل آرایش سیاسی جدید مورد بررسی قرارگیرد، اولین ابهامی که به چشم می خورد آن است که بر این مبنا، چه عاملی در رویکردهای سیاسی برای افکار عمومی جاذب بوده است که به استقبال آنان از این حضور افزوده باشد؟

آیا جز این است که برخی رویکردهای کدخداپذیرانه و انفعالی موجبات جری شدن و گستاخی دشمن را فراهم آورد به گونه ای در همین مدت کوتاه چندین بار از بر روی میز ماندن گزینه نظامی سخن به میان آمد و برخلاف عرف و معاهدات بین المللی اظهاراتی مداخله جویانه از سوی دشمن بیان گردید؟

ادراک دشمن از چرایی اتخاذ نرمش قهرمانانه پذیرش مذاکره از سوی ایران، اثرگذاری تحریمها و نیازمندی جمهوری اسلامی ایران بود از این رو دشمن خوی استکباری و گستاخانه خود را نمایان ساخت تا امتیاز بیشتری مطالبه نماید و این مسئله موجب آگاهی بخشی و بصیرت افزایی و واکنش آگاهانه ملت در راهپیمایی 22 بهمن گردید.

به نظر می رسد دیدگاه فوق بیشتر جنبه مصادره به مطلوب داشته و شعور مردم ایران در آن نادیده انگاشته شده است. در حالی که به اذعان رسانه های غربی، وجهه استکبارستیزی در راهپیمایی امسال بیش از همیشه بود و اندکی انفعال و کدخداپذیری در آن مشاهده نمی شد؛ چگونه ممکن است این حضور در پاسخ رویکرد تکنوکراتهایی باشد که به دنبال ریگذاری در مسیر کدخداپذیری باشند؟

جالب اینجاست که خبرنگار شبکه سی ان ان آمریکا در گزارش خود از راهپیمایی امسال تصریح می کند:

«آمریکا در ایران هنوز یک “قلدر جهانی” تلقی می شود و پیام ایرانیان در راهپیمایی که نوعی چالش طلبی در برابر واشنگتن محسوب می شود، این است که ما از تو هراسی نداریم و نمی توانید وحدت ما را از بین برید.» سی.ان.ان در این گزارش با اشاره به استفاده از شعار “مرگ بر آمریکا” در مراسم یوم الله 22 بهمن، آن را از نمادهای اعتراض و مخالفت ورزی مردم ایران با آمریکا خواند و تصریح کرد که جوانان در این راه پیمایی همچنان معتقدند که “آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند”.

2- تفسیر دیگری که در توجیه حضور پرشکوه ملت ارائه شده است، آن را واکنش مردم ایران به یاوه گویی ها و لحن گستاخانه غربی ها تحلیل می کند. این تحلیل گرچه کاملاً غلط نیست، اما حضور را انفعالی تصور کرده و شعور سیاسی ملت ایران را نادیده می گیرد. حال آن که به نظر می رسد این حماسه در فضایی کاملا عقلانی و منطقی شکل گرفت و دلیل آن هم معدل بالای بصیرت سیاسی ملت ایران در آزمونهای مختلف تاریخی و نیز عبور از فراز و نشیبهای چندماه گذشته بوده است.

حال که دو فرضیه ارائه شده غلط و یا ناکافی تشخیص داده شد، این پرسش همچنین باقی است که چگونه حماسه بیست و دوم بهمن امسال رقم خورد؟ به نظر می رسد پاسخ به این سوال نیازمند بررسی جوانب و مقدماتی است که کوشیده خواهد شد در ادامه مورد مداقه قرار گیرد.

مروری بر تحولات پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران و راهبردهای جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با سناریوی نظام سلطه در این موضوع، حاکی از آن است که دو راهبرد اصلی در دستور کار جمهوری اسلامی ایران قرار داشته است:

نخست: مدیریت هوشمند تحریمها و ممانعت از گزندگی آنها در کام ملت ایران

دوم: رسیدن به نقطه گریز فناوری صلح آمیز هسته ای و ایستادن در آن و مواجهه از موضع دست برتر در مذاکره با طرف غربی و 1+5 (شایان ذکر است نقطه گریز فناوری صلح آمیز هسته ای به معنای جایگاهی است که در آن سطح و حجم فناوری به گونه ای است که دشمن را از به بازگشت کشاندن آن ناامید می سازد.)

در چارچوب این راهبردها، سیاست کلان جمهوری اسلامی ایران بر آن بود که فناوری و صنعت هسته ای به عنوان یک هدف ملی انسجام بخش بوده و فرصت تلقی گردد. در مقابل آنچه در صحنه عمل روی داد کمی با این سیاست کلی دارای فاصله بود. متأسفانه در دو سال پایانی عمر دولت دهم، این دولت دچار مشغولسازی درونی از ناحیه حلقه انحرافی گردید و سوءتدبیرها و عدم مدیریت هوشمند تحریمها باعث تضعیف اقتصادملی و تسری آن به حوزه های اجتماعی گردید.

در چنین شرایطی و زمانی که مسئله معیشت مردم به موضوعی مهم و اساسی تبدیل شده بود، انتخابات یازدهم ریاست جمهوری برگزار گردید. اینجا ارائه نشانی نادرست پیرامون راهکار بهبود معیشت و نیز این تقارن ناخواسته اصولگرایان با وضع نامطلوب موجود در ادراک مردم نتیجه انتخابات را رقم زد.

اتخاذ تاکتیک «نرمش قهرمانانه» از سوی رهبر معظم انقلاب  موجبات وادار سازی حریف به اقدامات مورد انتظار و اشتباه استراتژیک گردید. به گونه ای که دشمن در فهم چرایی اتخاذ این تاکتیک از سوی نظام دچار اشتباه شد و همین امر سناریوی دشمن را عقیم نمود.

در مقابل نیز سناریوی «ادراک غلط از نتیجه انتخابات و مدیریت برداشت» توسط «جریان انفعال» پیگیری گردید. این سناریو، در چنین فرایندی پیش رفت:

1) استدلال غلط از چرایی رأی مردم

2) تلاش برای مدیرت برداشت و معنادهی تصنعی به پدیده ها توسط جریان تکنوکرات لیبرال و عناصر منفعل

3) عقلانی جلوه دادن انفعال و کدخداپذیری در مقابل نظام سلطه

4) سیاه نمایی پیرامون گفتمان اصولگرایی و کارآمدی آن

5) پر هزینه جلوه دادن اصول و ارزشهای انقلاب

حال بار دیگر می توان به دو پاسخ ارائه شده به پرسش اصلی مقاله بازگشت. آنانی که 2.5 برابر شدن جمعیت راهپیمایی را نتیجه اقدامات خود می دانند، خوب است به این سوال پاسخ دهند که چگونه می توانند تناقض موجود در رفتار خود در مقابل رفتار مردم را توضیح دهند. در حالی که در رویکرد منفعلانه همه چیز برای ابراز رضایت کدخدا انجام می پذیرد، مردم ایران در حماسه 22 بهمن دقیقاً در مسیری دیگر یعنی نرفتن زیر بار سلطه  و آرزوی مرگ سلطه گران را فریاد زدند.

تکاپوی نظام سلطه برای پیاده سازی سناریوی تغییر

مطلوب نظام سلطه در مقابل استقامت ملت و مسئولان جمهوری اسلامی ایران، شکل دهی به گفتمان تجدیدنظرطلبانه ای است که به شکافی ملی انجامیده و کشور را از درون آسیب پذیر نماید. این راهبرد دشمن در طی فرایندی این چنین طراحی گردیده بود:

الف) فرصت پنداشتن جریان «انفعال» توسط سلطه گران برای پیاده سازی سناریوی تغییر

ب) القای کارآمدی ساختار تحریمها با آغاز زمزمه کدخدا پذیری

ج) تقویت اجماع برای فشار بیشتر به ایران با مشاهده جریان انفعال در داخل

د) تلاش برای تبدیل نمودن موضوع هسته ای از یک فرصت راهبردی به یک تهدید نرم استراتژیک

هـ) دوقطبی سازی جامعه و دوگانگی در حاکمیت در موضوع مذاکره و رابطه

و) در صورت موفقیت این فرایند، در ادامه دور از انتظار نبود که حتی مدلی مشابه آنچه که اخیراً در اوکراین روی داد، پیاده سازی گردد!

ز) وادار ساختن ایران به مذاکره با امریکا با هدف تهدید علیه امنیت هستی شناختی جمهوری اسلامی ایران(خدشه دار نمودن هویت سلطه ناپذیری و استکبارستیزی جمهوری اسلامی ایران)

تدبیر هوشمندانه مقام معظم رهبری در برابر سلطه گران

در مقابل، آنچه این سناریوی گام به گام را با چالش مواجه ساخت، تدابیر هوشمندانه امام خامنه ای در شناخت تکاپوی نظام سلطه و در شرایطی که بسیاری از نیروهای جبهه انقلاب اسلامی در سردرگمی وضع پس از انتخابات به سر می بردند، بود. اتخاذ تاکتیک «نرمش قهرمانانه» از سوی رهبر معظم انقلاب  موجبات وادار سازی حریف به اقدامات مورد انتظار و اشتباه استراتژیک گردید. به گونه ای که دشمن در فهم چرایی اتخاذ این تاکتیک از سوی نظام دچار اشتباه شد و همین امر سناریوی دشمن را عقیم نمود.

آنانی که 2.5 برابر شدن جمعیت راهپیمایی را نتیجه اقدامات خود می دانند، خوب است به این سوال پاسخ دهند که چگونه می توانند تناقض موجود در رفتار خود در مقابل رفتار مردم را توضیح دهند.

چرا نرمش قهرمانانه؟

این جا اشاره به دلایل اتخاذ تاکتیک فوق می تواند ما را در فهم دقیق تر از شرایط و رهاوردهای آن، یاری نماید:

1- ممانعت از گرفتار آمدن دولت جدید در دام تجدیدنظر طلبان و حفظ جهتگیری دولت در چارچوب اصول و ارزشهای انقلاب (رهبر معظم انقلاب فرمودند: «ما از تحرّک دیپلماسى دولت حمایت میکنیم، پشتیبانى می کنیم. در کنار آمادگىهاى همهجانبهى ملّت ایران – چه از لحاظ اقتصادى، چه از لحاظ امنیّت داخلى، چه از لحاظ استحکام ساخت درونى نظام اسلامى، چه از لحاظ وحدت ملّى و چه از لحاظ نظامى – به تلاش و تحرّک دیپلماسى هم چه در این قضایاى سفر اخیر و چه غیر از آن، اهمّیّت میدهیم و از آنچه دولت ما انجام میدهد و تلاشهاى دیپلماتیک و تحرّکى که در این زمینه میکنند، حمایت میکنیم. البتّه برخى از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد، به نظر ما بجا نبود؛(1392/07/13)»، «این مذاکره‌اى که امروز دارد انجام میگیرد با شش کشور – که آمریکا هم جزو این شش کشور است – فقط در مورد مسائل هسته‌اى است و لاغیر.( 1392/08/12)».

2- جلوگیری از پیاده سازی سناریوی تغییر توسط نظام سلطه (دوقطبی سازی حاکمیت و جامعه و ایجاد شکاف ملی)

3- فرصت یابی برای آگاهی بخشی به جامعه و بصیرت افزایی پیرامون سناریوی جدید

4- جلوگیری از به دام افتادن نیروهای جبهه انقلاب در پازل تشدید دوقطبی سیاسی- اجتماعی

دستاوردهای نرمش قهرمانانه

الف- اتخاذ این رویکرد، زمزمه های تغییر طلبی را با ایجاد فرصت مذاکره و وادار کردن حریف به اشتباه محاسباتی و ادراک غلط، به فرصت انسجام ملی و تقویت غرور ملی  و تولید قدرت ملی تبدیل کرد. شایان ذکر است ادراک دشمن از چرایی اتخاذ نرمش قهرمانانه پذیرش مذاکره از سوی ایران، اثرگذاری تحریمها و نیازمندی جمهوری اسلامی ایران بود از این رو دشمن خوی استکباری و گستاخانه خود را نمایان ساخت تا امتیاز بیشتری مطالبه نماید و این مسئله موجب آگاهی بخشی و بصیرت افزایی و واکنش آگاهانه ملت در راهپیمایی 22 بهمن گردید.

ب- ایجاد تردید در کارآمدی رژیم تحریمها علیه ملت ایران به دلیل شکل گیری حماسه ملی و زمینه سازی برای تجدیدنظر برخی بازیگران و محاسبه مجدد.

ج- جریان تغییرطلب منفعل و تجدیدنظرطلب لیبرال با وضعیت غیرمترقبه ای مواجه گردید و ابتکار عمل خود را ازدست داد و در شرایط بی تعادلی قرار گرفت.

د- حماسه 22 بهمن بار دیگر کارآمدی و تسلط گفتمان انقلاب اسلامی با تأکید بر سلطه ناپذیری، استقلال خواهی و عزت مداری مردم ایران را به عنوان اجزای این گفتمان به اثبات رساند.

هـ- با تدبیر نرمش قهرمانانه و ظهور حماسه ملی، اجماع بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران پرهزینه و ناکارآمد خواهد گردید.

و- با اشتباه راهبردی دشمن در نمایان ساختن خوی استکباری خود (که نتیجه تاکتیک نرمش قهرمانانه بود) بار دیگر و در سطحی بالاتر بی اعتمادی تاریخی ملت ایران به نظام سلطه اثبات گردید. به تعبیر رهبر معظم انقلاب « یکى از برکات همین مذاکرات اخیر این بود که دشمنى آمریکایى‌ها و مسئولین دولت ایالات متّحده‌ى آمریکا با ایران و ایرانى، با اسلام و مسلمین آشکار شد، براى همه مدلّل شد، همه این را فهمیدند.»(1392/10/19)

ز- انتقال چالش ایجادی در داخل به اردوگاه حریف (چالش دموکراتها و جمهوری خواهان در انتخابات آتی کنگره آمریکا)

ح- تحکیم بیش از پیش رابطه امت با امام.

ط- پیشگیری از شکاف ملی و امکان پیاده سازی مدل اوکراین

ی- حمایت از دولت مستقر و تبدیل این حمایت به فرصت برای سوق دادن متولیان اجرایی به پیگیری ساخت اقتدار درونزا در مقابل تلاش دشمن در تهدید نرم ایجاد حاکمیت دوگانه بر سر موضوع هسته ای.

نتیجه:

با توجه به آنچه که گفته شد و بازخوانی چرایی و دستاوردهای اتخاذ تاکتیک نرمش قهرمانانه از سوی رهبر معظم انقلاب، اکنون می توان پاسخ پرسش اصلی این مقاله را دریافت. رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی فرمودند: «خداى متعال ملّت را موفّق خواهد کرد و ان‌شاءاللَّه کارها به بهترین وجهى پیش خواهد رفت و در این برهه‌ى از زمان هم ان‌شاءاللَّه چه در قضیّه‌ى هسته‌اى و چه در قضایاى گوناگون دیگر، ملّت ایران بر دشمنان خود به توفیق الهى و به‌حول و قوّه‌ى الهى پیروز خواهد شد.»

در حقیقت  حماسه پرشکوه و ملی بیست و دوم بهمن سال 1392 را می توان محصول تدبیر هوشمندانه رهبری در نرمش قهرمانانه دانست. این تدبیر، انسجام ملی را تقویت نمود و سناریوی دشمن را خنثی ساخت. بار دیگر کارآمدی ولایت فقیه در عبور موفقت آمیز نظام مردم سالاری دینی از چالشها و فرصت سازی از تهدیدات پیچیده بر همگان اثبات گردید.

بی جهت نیست که روزنامه آمریکایی یو. اس. ای تودی به نقل از گزارش آمریکن اینترپرایز اذعان می دارد که : « مشکل آمریکا در ایران حضور یک “ابر حریف” به نام “آیت الله خامنه ای” است که نقشه راه را می داند و مردم به او “اعتماد آمیخته به اعتقاد” دارند!»

رضا سراج

کارشناس مسائل سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *