تاریخ : چهارشنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۳ Wednesday, 17 April , 2024
1

بررسی تاثیرات منفی بحران پیری در آینده کشور

  • کد خبر : 16651
  • 05 بهمن 1392 - 9:29
بررسی تاثیرات منفی بحران پیری در آینده کشور

یکی از مسائلی که توجه اندیشمندان و صاحبنظران را به خود جلب کرده مسئله جمعیت است. عدم توجه به بحران سالمندی در آینده نه چندان دور مرگ سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی کشور را به همراه خواهد داشت.

گروه اجتماعی کمال مهر؛  یکی از مسائلی که توجه اندیشمندان و صاحبنظران را به خود جلب کرده و از مهم ترین چالش های جهان امروز به شمار می آید مسئله جمعیت است و باتوجه به اهمیت این موضوع از انجا که میزان باروری زنان از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۹۰ کاهش چشمگیری در کشور داشته ،در صورت ادامه این روند، کاهش جمعیت به یک بحران اجتماعی، اقتصادی امنیتی و سیاسی تبدیل خواهد شد.

باتوجه به این مطلب که بحران میان سالی از دغدغه های اصلی آینده  کشور بشمار می رود و رهبری بارها نسبت به این موضوع هشدار داده اند بر آن شدیم تا زوایای مختلف این بحران را در قالب یک پرونده ویژه بررسی کنیم.

در این گزارش به بررسی تاثیرات منفی بحرانی پیری  بر سه حوزه اصلی و تاثیر گذاره اجتماع،اقتصاد و سیاست پرداخته شده است.

 

امروز ما یک فرصت طلایی جمعیت یا «پنجره جمعیت» را تجربه می کنیم. این پنجره زمانی شکل می گیرد که آمار بچه های زیر ۱۵ سال حداکثر ۳۰ درصد جمعیت کشور را شامل شود و آمار سالمندان بالای ۶۵ سال هم در نهایت ۱۵ درصد باشد؛ یعنی نقطه اوج شکوفایی یک کشور از نظر جمعیتی وقتی است که دوسوم جمعیت کشور در سن ۱۵ تا ۶۵ سال یعنی سن مولد باشند. ما هم اکنون در این مقطع قرار گرفته ایم، اما این وضع چندان طولانی نیست و از دست می رود.

براساس آمارها، ما از سال ۸۵ وارد این پنجره شده ایم و فقط تا سال ۱۴۲۵ در این شرایط هستیم. یعنی از بازه چهل ساله ای که می تواند بستر توسعه کشور شود، تاکنون هفت سال را سپری کرده ایم و اگر برنامه ریزی درستی انجام نشود، ۳۳ سال دیگر را هم از دست می دهیم.

 

از نگاه جمعیت شناسی، جمعیت ایران دارد به سمتی می رود که اگر همین طور ادامه پیدا کند ما بعد از چند وقت گرفتار دو مسئله ناگوار در جامعه می شویم.

 

اول: سالمندی جامعه

در دنیای امروز جمعیت شناسان و اندیشمندان در حوزه های مختلف، همه اذعان دارند که سالمندی جامعه یکی از خطراتی است که می تواند جامعه را تهدید کند. سالمند شدن جامعه یعنی زیاد شدن مصرف کننده ها و کم شدن تولید کننده ها. طبیعی است که وقتی نیروی مولد قوی جامعه ای کم شود، نیروی مصرف کننده زیاد می شود، نیاز به توضیح نیست که چه اتفاقی در این جامعه می افتد. یکی از این اتفاق ها این است که پایه های اقتصادی جامعه به شدت متزلزل می شود.

 

دوم : کاهش جمعیت

کاهش جمعیت در کشوری با وسعت ما ناامنی تولید می کند. شما اگر خانه ای داشته باشید به وسعت دوهزار متر؛ اما در این خانه فقط دو نفر زندگی کنند، چگونه می توانید از خانۀ خود مراقبت  کنید؟ حال اگر یکی از این دو نفر پیر باشد، ضریب امنیتی خانۀ شما چه اندازه پایین می آید؟

 

 

اصلی ترین مشکل ما در بحث کنترل جمعیت باورهای اشتباهی است که بیش از ۲۰ سال به مردم تزریق شده است. تزریق این باورها به مردم ، جمعیت کمتر را به یک ارزش و یک گفتمان تبدیل کرد.

واقعاً کسی که فرزند کمتری دارد، احساس می کند از فرهنگ بالاتری برخوردار است و کسی که فرزند بیشتری دارد احساس می کند که نسبت به دیگران فرهنگ پایین تری دارد؟

 

 

اقتصاد و بحران پیری

جمعیت -به معنی کمیّت تجمعی انسان- همواره از موضوعات مهم علم اقتصاد بوده و حجم جمعیت و آهنگ تغییرات آن و تأثیرات این دو بر دیگر متغیرهای اقتصادی، در مطالعات انجام‌شده به شکل‌های مختلفی بررسی ‌شده است. در واقع با توجه به این‌که اندازه‌ی جمعیت و تغییرات آن تأثیر بسیار مهمی بر رشد و توسعه‌ی اقتصادی دارد، بسیاری از مطالعات صورت‌گرفته در علم اقتصاد به نوعی بر این موضوع تمرکز دارد.

 

برخی از نظریه پردازان بزرگ اقتصادی جهان بر ارتباط مستقیم رشد جمعیت و پیشرفت اقتصادی تاکید کرده اند.

 

 

جدول زیر گزیده ای از نظریه اندیبشمندان غربی در رابطه با این موضوع است.

 

 

اقتصاددانان اکنون مستقیماً به سراغ اصل موضوع، یعنی خود انسان و کمیّت جمعیت رفته‌اند. از این رو مدل‌هایی که اکنون در رشد اقتصادی مورد استفاده قرار می‌گیرند، نرخ باروری را موتور و محرک رشد اقتصادی در نظر می‌گیرند.

 

 

چرا گاهی رشد جمعیت یک تهدید اقتصادی محسوب می شود ؟

باید گفت بدلیل بی‌عدالتی اجتماعی حاکم بر کشورهای مختلف، همیشه قسمتی از جامعه در حال افزایش پرداخت سود و درآمد خود هستند و از طرف دیگر، درآمد سرانه‌ی واقعی بسیاری از مردم کاهش می‌یابد، این کاهش قدرت خرید سبب کاهش تقاضای موجود در بازار می‌شود.

 

در مواجهه با کاهش اندازه‌ی بازار، تولید نیز کاهش می‌یابد و اقتصاد وارد مسیر ناپایدار می‌گردد؛ لذا بی‌نظمی‌ها جایگزین طرح‌ها و برنامه‌های ازقبل پیش‌بینی‌شده می‌گردد. قیمت‌ها بالا می‌روند و تورم، جدالی دائم را با زندگی مردم آغاز می‌کند به همین دلایل در برخی از تحلیل های نادرست رشد جمعیت نه تنها مطلوب نیست بلکه یک تهدید نیز به شمار می آید.

 

 

جامعه و بحران پیری

با شرایط فعلی کشور اگر نگاهی به آینده بیاندازیم تصور اینکه بحران پیری به جامعه ما آسیب رسان نخواهد بود تفکری نادرست است، چراکه بحران پیری در آینده اولین آسیب را به خانواده و پس از آن به جامعه خواهد زد .

در همین ارتباط  پروفسور حسین باهر در خصوص کاهش جمعیت جوان ورفتن به سمت جامعه سالمند، معتقد است که پیر شدن جامعه به معنای خالی شدن کشور از نیروی جوان می باشد که معمولا سازندگی به دست آنها صورت می گیرد،جامعه پیر معمولا جامعه ای مصرف کننده است که همواره باید مورد هزینه کرد دولت ومراقبت باشد در مقابل جامعه جوان تولیدکننده بوده ودرنتیجه کشور را در مسیر بالندگی ، رشد و توسعه قرار می دهد.

از نظر جامعه شناختی جامعه ای متعادل به نظر می رسد که هرم سنی آن به شکل مخروطی کامل ، یعنی ۴ تا ۴/۱ باشد ؛ به عبارت دیگر : یک چهارم جمعیت تا ۲۵ سال ، یک چهارم جمعیت تا ۵۰ سال، ویک چهارم جمعیت تا ۷۵ سال ویک چهارم جمعیت تا ۱۰۰سال است و  اگر این ۴ طیف  سنی را بخواهیم تقسیم بندی کنیم  گروه اول را  در حال تهیه ، گروه دوم تولید، گروه سوم توزیع وگروه چهارم در حال مصرف می باشند بدین ترتیب توانسته ایم جامعه را متعادل و روبرو رشد کنیم.

 

 

تاثیر سبک زندگی غربی بر شکل گیری بحران پیری

واقیعتی که وجود دارد این است که به صورت طبیعی در دوره مدرنیته، زندگی ها بر اساس سبک زندگی تمدن غربی مدیریت می شود. این سبک زندگی ابزاری است که که یکی از ابزارها هم فرزند کمتر است.

 

کشور های خیلی پیشرفته، مثل سوئد،استرالیاو… مجبورند جمعیت مهاجر بسیاری در خودشان بپذیرند، بدلیل اینکه نیروی کارشان کم شده است و برای ادامه بقاء کشورشان نیاز مبرم به نیروی کار دارند ، قطعا با ورود مهاجران به خاک هر کشوری مشکلاتی از قبیل فرهنگی ، اجتماعی و… برای مردم آن کشور بوجود خواهد آمد.

 

جالب است که سیاست های تشویقی هم در این کشورها آن طور که باید جواب نمی دهد. خیلی از کشورهای اروپایی دیگر هم، نتوانستند این کار را بکنند، چرا؟ چون سبک زندگی شان عوض شده است. در زندگی جدید ، رفاه ، پول و لذت حرف اول را می زند. در این سبک زندگی رفاه ، موفقیت بیشتر محسوب می شود.

 

تقلید کورکورانه جهان سوم از جامعه به بن بست رسیده غرب باعث شد که شعار “فرزند کمتر و زندگی بهتر” در میان کشورهای آسیایی گسترش پیدا کند حال انکه زنگ هشدار پیری و خطرات کاهش جمعیت در کشور های غربی که خود الگوی این رویه بوده اند، به صدا در آمده و این کشورها درصدد افزایش جمعیت خود برآمده اند.

 

با یک نگاه اجمالی به فرمایشات رهبری می توان دریافت که ایشان از مدت ها قبل نسبت به تقلید از سبک زندگی غربی هشدار داده بودند و خطرات کاهش جمعیت و بحران پیری را گوش زد کرده بودند که فرمایشات ایشان در مقاطع مختلف موکد این مسئله  است.

 

“یک نگاه مقلدانه‌اى به زندگى غربى یا به زندگى اروپایى وجود داشته که به این‌جاها منتهى شده… درحالى‌که امروز در [بعضى از] همین کشورهاى غربى از کاهش بارورى دارند زیان مى‌بینند و پشیمانند، و در بعضى از کشورهاى غربى مطلقاً کاهش بارورى وجود ندارد؛ یعنى خانواده‌هاى پرجمعیت، مثلاً خانواده‌ى آمریکایى با ده دوازده بچه، چطور خانواده‌ى ایرانى [که] می‌خواهد از او تقلید کند باید حتماً یک بچه داشته باشد یا دو بچه!               (سخنان رهبر انقلاب ۱۳۹۲/۸/۸)”

 

 

 

سیاست و بحران پیری

امروزه جمعیت ،بعنوان یکی از عوامل مهم تأثیر گذار بر قدرت دول در روابط خارجی با دیگر کشورها شناخته میشود البته جمعیت  هم دارای ویژگی های کمی و کیفی از لحاظ وجود تخصص ، تعداد نیروهای نظامی ، میزان رشد و سطح سواد است.

 

امروزه کشور چین با نفوس بیش از یک میلیارد نفر نسبت به آلبانی با نفوس کمتر از ۳ میلیون دارای قدرت تأثیر گذاری بیشتری بر سیاست بین المللی است.

 

 

نکته

گاهی افزایش جمعیت نه تنها که باعث قدرتمند شدن کشوری در سطح جهان نمیشود بلکه زیادی جمعیت نقش منفی را بازی میکند یعنی در کشوری که جمعیت آن روز به روز افزایش یافته اما از لحاظ اقتصاد ، تکنولوژی یا صنعت ضعیف باشد جمعیت اضافی بصورت یک عامل منفی بوده و توان مانور آن واحد سیاسی در عرصه بین الملل را محدودتر میکند .

با توجه به مطالب ذکر شده اگر بخواهیم نقش جمعیت را در یک مورد عینی بیان کنیم می توان به دو کشور فرانسه و آلمان اشاره کرد.

 

کشور فرانسه در قرن ۱۹ در سطح نظامی و در کل در سطح اروپا از قدرتهای بزرگ به شمار نمی رفت و دلیل اصلی آن کم بودن جمعیت بود و در مقابل کشور آلمان که  در سال ۱۸۷۰ م جمعیتی در حدود ۴۱ میلیون و در سال ۱۹۱۰ م به جمعیتی در حدود ۶۵ میلیون نفر افزایش داد که این افزایش از عوامل اساسی قدرتمندی آلمان در دو جنگ جهانی اول و دوم محسوب می شد.

 

نگاه به تاریخ تحولات جهان نشان می دهد ، پنجره جمعیت برای اروپا از سال ۱۹۵۰ تا ۲۰۰۰ ، برای چین از ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ بوده است ، این دوره ها مصادف است با شتاب تحولات در این کشورها، چراکه جمعیت زیر ۱۵ سال مولد نیست و نیاز به مراقبت دارد و جمعیت بالای ۶۵ سال نیز امکان تولید را از دست می دهد.

 

بنابراین اگر هر کشوری بخواهد روبه پیشرفت حرکت کند باید فرصت رشد را در اختیار پانزده تا شصت و پنج ساله ها قرار دهد، چراکه آن وقت می توانددر توسعه کشور شتاب ایجاد کند ،چون بیماری ها در این بازه سنی زیاد نیست، انرژی و توان بالایی برای کار وجود دارد و نیز بستر آماده ای برای پس انداز وجود دارد که می تواند زمینه ساز  جهش کشور شود.

 

بررسی آنچه ذکر شد و سخنان بزرگان و اندیشمندان نشان می دهد کشور به سرعت به سمت کهن سالی پیش رفته و جوان نگه داشتن جمعیت کشور زنگ خطری است که باید با بازنگری در سیاست کنترل جمعیت، فرهنگ سازی و افزایش آگاهی خانواده ها بحران پیری کشور را مدیریت کرد.

 

برهمگان و دستگاه های فرهنگی و اجرایی است تا با نگرش صحیح سیستمی و از دریچه تکلیف و رسالت سازمانی برنامه های علمی و عملی روشن، متقن و کارشناسانه ای تدوین و ارائه نمایند تا زمینه رشد وتعالی کشور و فاصله گیری از بحران پیری فراهم شود.

 

منبع:تیتریک / ولی الله صاحبکاری

۰ ۰ رای ها
رأی دهی به مقاله
لینک کوتاه : https://kamalemehr.ir/?p=16651

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x