تارخ انتشار: شنبه ۶ تیر ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۰
کد خبر : 92737
چاپ خبر

تجاوز به دخترتنهای ۵ساله در خانه

زیاده خواهی و بلندپروازی هایم مرا به روز سیاه نشاند. از روزی که فرزندانم به دنیا آمدند سعی می کردم زیباترین و گران ترین کفش و لباس را برایشان تهیه کنم تا همواره مورد توجه دیگران باشم دوست داشتم مدام در بازار خرید کنم و هر روز لباس های مارکدار بپوشم، اما شوهرم کارگر ساده ساختمانی بود و حقوقش کفاف این گونه خرج ها را نمی داد تا این که

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران به نقل زا روزنامه خراسان، زن جوان درحالی که مدام خود را سرزنش می کرد و مدعی بود زیاده خواهی هایش تلخ ترین حادثه زندگی اش را رقم زده است به  مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گلشهر مشهد گفت: هیچ گاه به حقوق شوهرم قانع نبودم چرا که درآمد یک کارگر ساختمانی پاسخگوی هزینه هایی که برای زیبا جلوه دادن خود و فرزندانم انجام می دادم نبود و همین موضوع موجب بروز کشمکش هایی در زندگی ما شده بود به طوری که من حتی یارانه فرزندانم را نیز صرف خرید انواع لباس های خارجی می کردم و این گونه خریدها درحالی برایم به یک عادت تبدیل شده بود که دیگر پولی برای خرید نداشتم به همین دلیل در یک کارگاه خیاطی مشغول کار شدم تا بتوانم زندگی ام را آن گونه که دوست دارم اداره کنم.

حقوق ثابتی نداشتم و به تعداد دوخت و دوزهایم پول می گرفتم آن روزها تا ساعت ۲ بعدازظهر کار می کردم و پس از آن در کنار دختر و پسرم به وضعیت زندگی ام می رسیدم اما کم کم با دیدن درآمدهایم حریص شدم و سعی کردم با کار زیاد پول بیشتری به دست آورم این گونه بود که دیگر تا ساعت ۸ شب به کارم ادامه می دادم این درحالی بود که پسر ۱۳ساله و دختر ۵ساله ام را در خانه تنها می گذاشتم .

اگرچه علی پسر خوب و حواس جمعی بود اما من آن قدر غرق در زیاده خواهی هایم بودم که فراموش کرده بودم او هم مانند نوجوانان دیگر به بازی و هیجان نیاز دارد اگرچه بارها از بیتا شنیده بودم که پسرم او را تنها می گذارد و با دوستانش مشغول بازی می شود ولی هیچ وقت این موضوع را جدی نگرفتم و تنها علی را نصیحت می کردم و در برابر مسئولیت نگهداری از بیتا مبلغی پول به او می دادم تا حرفم را گوش کند و من با خیال راحت تری کار کنم.

مدتی از این ماجرا گذشت تا این که چند روز قبل در محل کارم دلشوره عجیبی پیدا کردم و هراسان به سمت منزل رفتم وقتی در حیاط را باز دیدم دلهره شدیدی سراسر وجودم را فراگرفت با شنیدن صدای گریه دخترم نمی دانم چگونه خود را به اتاق رساندم وضعیت اتاق به هم ریخته بود و علی هم در منزل حضور نداشت دخترم گریه کنان خود را به آغوشم انداخت و گفت علی با دوستانش بیرون رفت در حیاط باز بود که  مردی وارد شد و گفت دنبال پول هایش می گردد زن جوان ادامه داد اگرچه سارق همه طلاها و پول هایی را که پنهان کرده بودم سرقت کرده بود اما آن چه خیلی برایم دردآور بود این بود که دخترم طعمه آن شیطان کثیف شده بود.

انتهای پیام/

پاسخی بگذارید »

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

  • آخرین اخبار
  • نمی‌دانم چرا برخی‌ها از تعامل با جهان بدشان می‌آید/ برخی آلزایمر سیاسی دارند/ وقتی تعامل با جهان نداریم ناچاریم از کود و سم غیراستاندارد استفاده کنیم
    آیا حکومت‌ها با جریانات برانداز آشتی می‌کنند؟/ چرا اصلاح‌طلبان در موضع ضعف به فکر «آشتی ملی» افتادند
    زنان کره جنوبی در برزخ کار و زندگی شخصی
    شکایت دوباره فدراسیون فوتبال عراق از عربستان به فیفا
    ناگفته های پسر خانم بازیگر/ مادرم به بیماری پارکینسون دچار شده است
    کارگاه تخصصی «بهترین عکس های نوروزی با موبایل و دوربین خانگی» برگزار می شود
    تدارک «پیاده آمده‌ایم» برای ایام فاطمیه
    دلیل ضعف سریال‌های طنز تلویزیون چیست؟
    چگونگی ثبت نام و عضویت برای حضور در جشنواره جهانی فیلم فجر
    «نفس» نرگس آبیار به ایتالیا می رود/ مرور آثار در میلان و تورین
    انیمیشن ایرانی نشان ویژه هیات داوران جشنواره آمریکا را گرفت
    معرفی برندگان تمشک طلایی/ مستند سیاسی بدترین فیلم سال شد
    یکه تازی جهانی بنیاد بیماری های نادر ایران بی توجه به پیچ و خم وعده های محقق نشده مسئولین
    تصاویری از مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه (س) در شهرستان فردیس
    آغاز طرح نظارت و بازرسی بر باز
    مراسم تشییع شهید گمنام در مشکین دشت فردیس منتفی شد/میزبانی شهرستان فردیس از ۷ شهید گمنام در سال ۹۶
    دانشکده فنی و حرفه ای دختران کرج میزبان یک شهید آسمانی می شود
    گردهمایی انقلابیون جوان در راهیان نور با حضور دانشجویان البرزی برگزار می شود
    راهیان نور برای نسل آینده یک دانشگاه است
    حرف‌های من‌درآوردی کارشناس شبکه من و تو در یک برنامه زنده +فیلم
    تمامی حقوق متعلق به وبسایت خبری تحلیلی کمال مهر بوده و هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز خواهد بود.
    Powerd By: Kordaki.Net