تارخ انتشار: پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۷:۰۴
کد خبر : 89098
چاپ خبر

آن روز همه گريستند

صحبت های پسر ۱۲ ساله با قاتلان پدرش قبل از اعدام

نامرد! چرا پدرم را کشتی؟ به من نگاه کن، رحم نکردی؟ چرا مرا چشم به راه آمدن پدرم گذاشتی؟

به گزارش «کمال مهر»؛نامرد! چرا پدرم را کشتی؟ به من نگاه کن، رحم نکردی؟ چرا مرا چشم به راه آمدن پدرم گذاشتی؟…

کودک یتیم در حالی این جملات را با زبان کودکانه اش فریاد می زد که همه عقده هایش فریاد شده بود، سعی می کرد رفتار مردانه ای در برابر قاتلان پدرش داشته باشد چشمان او ماه ها دخمه تاریک شب های انتظار را شکافته بود تا روزی جنایتکاران خشن را در چنگ قانون نظاره گر باشد.

اول آبان سال ۹۰بود که خانواده طلافروش مقتول برای شناسایی قاتلان وارد پلیس آگاهی شدند. پسر ۱۲ ساله مقتول با دیدن قاتلانی که بی رحمانه پدرش را با شلیک گلوله کشته بودند، بغض در گلو مانده اش ترکید.

او چنان گریه می کرد که اشک در چشمان همه حاضران حلقه زد. از شدت خشم دست های کوچکش را مشت کرده بود و همه توانش را در انگشتانش می فشرد. وقتی روبه روی ۳ جنایتکار خشن ایستاد در میان هق هق گریه فریاد زد خدا تو را لعنت کند، آرزو می کنم زیر خاک بروی!…

در حالی که مدام با هر دو دستش اشک های ریخته بر صورتش را پاک می کرد ادامه داد: به خواهران کوچولویم نگاه کن! خجالت نکشیدی؟ تو چطور آدمی هستی؟ دوست دارم چنان سیلی به گوشت بزنم که خانواده ات هم یتیم شوند!…

کودک ۱۲ ساله که نمی توانست بر اثر شدت گریه خشمش را پنهان کند نگاهی به چشمان خیس سردار امیری مقدم (فرمانده انتظامی خراسان رضوی) انداخت و گفت: آقای پلیس! اجازه می دهید من سیلی به گوش این نامرد بزنم آخر او مرا یتیم کرده است…

سردار که حرفی برای گفتن نداشت به آرامی چهره غمگینش را به سوی دیگر برگرداند اما دستان کوچک ولی مردانه پسر به صورت جنایتکار خشن نمی رسید هر چه سعی کرد شاید با زدن ضربه ای به او عقده های کودکانه اش را برای لحظه ای التیام بخشد اما…

ناامید در گوشه ای مقابل دزدان مخوف نشست و فریاد زنان گفت: بار اول یادت می آید! من و مادرم در مغازه پدرم بودیم تو عربده می کشیدی! فحش می دادی! آقا همین قد بلنده را می گویم. او با شدت و حرارت این جملات را در حالی بر زبان می راند که دیگر حاضران نیز نمی توانستند بغض در گلو خفته خودشان را پنهان کنند.

در این هنگام سردار دستی به سر کودک یتیم کشید و گفت: ان شاءا… این ها به مجازات می رسند. امین کوچولو که گویی با شنیدن این جمله کمی از غم هایش کاسته شده بود دستان لرزانش را بالا آورد و گفت: آن ها را جلوی مغازه پدرم اعدام کنید. یک گلوله هم به سرش بزنید تا بداند من در این مدت چقدر برای پدرم گریه کردم… امین در همین حال خواهران کوچک دوقلویش را در آغوش گرفت و ادامه داد: وقتی این نامردها برای بار دوم به مغازه پدرم آمدند ما در خانه نشسته بودیم.

صدای آژیر آمبولانس را که شنیدم نگران شدم به مغازه پدرم رفتم که گفتند پدرت را به بیمارستان بردند و همان شب بود که با گریه های مادرم فهمیدم پدرم فوت کرده است. آن قدر به دزدها فحش دادم و گریه کردم که دلم آرام شد. برای خواهران کوچکم هم ناراحت بودم و حالا می خواهم همان طوری که پدرم را کشتند آن ها هم همان گونه بمیرند. الان خیلی خوشحالم که پلیس این ها را دستگیر کرده است.

می خواهم فقط تیر به سر آن ها بخورد چون وقتی در مغازه استخوان های سر پدرم را دیدم فقط جیغ می کشیدم. در مدرسه دوستانم مرا دلداری می دادند و می گفتند: نترس پلیس آن ها را دستگیر می کند. با هر صدایی از خواب می پرم فکر می کنم تیراندازی شده چون دفعه قبل که همین نامردها از مغازه پدرم دزدی کردند من آن جا بودم و از صدای گلوله می ترسم…

اما با گذشت حدود ۴ سال از این ماجرا امروز آرزوی امین کوچولو برآورده شد و دزدان مسلح ساعت ۹ صبح در مقابل مغازه پدرش به دار مجازات آویخته می شوند. امروز باورمندان به عدالت در تقاطع خیابان مسلم واقع در بولوار گاز مشهد شاهد حلقه های داری خواهند بود که گلوی جنایتکاران را می فشارد شاید که دیگر کودکی این گونه یتیم نشود.همان دزدان مسلحی که چند سال بود با دستبرد به طلافروشی ها، رعب و وحشتی را در شهروندان ایجاد کرده بودند .

انتهای پیام/

۲ دیدگاه »

پاسخی بگذارید »

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

  • آخرین اخبار
  • وقتی این مرد فهمید همسرش با همکارش ارتباط پنهانی دارد چه بلایی سرش آمد؟ + عکس
    ۱۷ عادت گفتاری افراد خیلی دوست داشتنی
    عکس/ بوسه آتش نشان بر تجهیزات همکارش
    عکس/ ژست ترامپ پس از مراسم تحلیف
    عکس/ کسبه در حال تخلیه ساختمان مجاور پلاسکو
    عکس/ پوشش عجیب انریکه در تمرین بارسلونا
    تراکتور دست روی ستاره مورد نظر استقلال گذاشت
    جزئیات نرخ سودبانکی جدید مصوب برای همه بانک‌ها
    عکس/ نمای هوایی از پلاسکو صبح امروز
    بازیگر «معمای شاه» سکته مغزی کرد
    هندی ها جای کارگران یزدی را می گیرند؟!
    جزییات حادثه پلاسکو/ ۳ آتش نشان از زیر آوار خارج شدند/ شهادت ۱۶ آتش‌نشان قطعی است+عکس و فیلم
    آتش سوزی هتل زائران ایرانی در کربلا/ به هیچ یک از زائران ایرانی آسیب نرسیده است
    آتش نشان ساوجبلاغی کتابش را به شهدای مدافع شهر تقدیم کرد
    نمایشگاه تخصصی کتاب های هنر در خانه هنرمندان ایران برگزار می شود
    پدرم در روز تولدم به خانه بازگشت و بهترین هدیه را به من داد/ زینبی(س) شدن میراث اوست که حفظ می کنم
    ماشین های آتش نشانی دوبلین به پرچم ایران مزین شد+عکس
    شکنجه عجیب نوجوان ۱۲ ساله توسط مادر سنگدل + تصاویر
    هجمه به فرهنگ در قالب بازی/ الگوپذیری از بازیهای رایانه‌ای؛ مثبت یا منفی
    نوع پوشش استیو جابز در یک نگاه +عکس
    تمامی حقوق متعلق به وبسایت خبری تحلیلی کمال مهر بوده و هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز خواهد بود.
    Powerd By: Kordaki.Net