تارخ انتشار: سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۳:۲۸
کد خبر : 153802
چاپ خبر

رابطه چندش آور زن متاهل با کارگر فروشگاه محله

هیچ گاه فکر نمی کردم با پاسخ دادن به یک پیامک ناشناس این گونه زندگی ام در معرض تاراج قرار گیرد

«کمال مهر»؛ هیچ گاه فکر نمی کردم با پاسخ دادن به یک پیامک ناشناس این گونه زندگی ام در معرض تاراج قرار گیرد و با دست خودم آن هم فقط به خاطر یک کنجکاوی مسخره آشیانه ای را که چند سال برای ساختنش زحمت کشیده بودم ویران کنم…

زن جوان در حالی که دختر خردسالش را در آغوش می فشرد، گریه کنان به قاضی شعبه ۸۲۵ دادسرای مشهد گفت: می دانم اشتباه جبران ناپذیری را مرتکب شده ام و همسرم دیگر نمی تواند به من اعتماد کند، اما من فقط قربانی یک کنجکاوی احمقانه شدم تا جایی که دیگر زندگی ام متلاشی شده است… زن جوان که به اتهام برقراری رابطه نامشروع و انتشار محتویات مستهجن در شبکه های اجتماعی تلفن همراه هوشمند با اعلام شکایت همسرش دستگیر شده بود، پس از آن که به سوالات قضایی قاضی رضازاده پاسخ داد درباره چگونگی این ماجرا گفت: چند ماه قبل زمانی که مشغول انجام کارهای خانه بودم پیامکی با عنوان «سلام» برایم ارسال شد شماره تلفن فرستنده پیام برایم کاملاً ناآشنا بود.

تردید داشتم که به آن پیام پاسخ بدهم یا نه؟! در همین افکار سیر می کردم که به خاطر یک کنجکاوی ساده تصمیم گرفتم فرستنده پیام را سر کار بگذارم به همین دلیل در پاسخ او پیامی با این مضمون «علیک سلام که چی!» برایش فرستادم، اما همین پاسخ کوتاه به آتشی تبدیل شد که شعله های آن تمام زندگی ام را سوزاند. ارتباط پیامکی من و سعید این گونه آغاز شد و مدتی ادامه یافت من هم که فکر می کردم طرف مقابلم یک پسربچه است و او را سر کار گذاشته ام مدام به پیام هایش پاسخ می دادم.

تا این که او از من درخواست ملاقات کرد. به همین خاطر سر قرار با او در اطراف یکی از میدان های مشهد حاضر شدم، اما وقتی چشمم به جوانی که سرقرار آمده بود، افتاد تازه فهمیدم چه اشتباه بزرگی مرتکب شده ام. او کارگر فروشگاه محله ما بود، اما دیگر دیر شده بود و نمی توانستم خودم را پنهان کنم چون می ترسیدم او با آبروی من بازی کند به همین خاطر ارتباطم را با سعید ادامه دادم.

دیگر به پیام های شبانه او عادت کرده بودم این ارتباط خیابانی تا آن جا پیش رفت که جملات مبتذل و مستهجن برای یکدیگر ارسال می کردیم. در همین روزها بود که همسرم متوجه موضوع شد و از دادگاه تقاضای طلاق کرد من هم که نمی خواستم زندگی ام را از دست بدهم چند شکایت مانند تقاضای مهریه مطرح کردم، اما او با دسترسی به پیامک هایی که برای سعید فرستاده بودم دوباره از من شکایت کرد.

حالا هم می دانم این نتیجه آتشی است که خودم آن را شعله ور کردم، ولی نمی دانم عاقبت دختر ۳ ساله ام چه خواهد شد.

خراسان

پاسخی بگذارید »

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

  • آخرین اخبار
  • تصاویر/ مراسم تجلیل از آتش نشانان مهرشهر
    بازار سنتی فروش دام و طیور در میناب
    اگر به مهدی ابلاغ شود به زندان بازمی گردد/ مهدی با تماس وزیر بهداشت مرخص شد/ تصمیم درباره وصیت نامه هاشمی برعهده محسن است
    آغاز جشنواره تئاتر فجر با پیوند رفتارهای غیراخلاقی و کنایه‌های سیاسی +تصاویر
    پیشنهاد یک پیشکسوت به پرسپولیسی ها
    عکس/ تمجید بازیگر زن سینما از قوچان‌نژاد
    عکس/ دلتنگی آتش نشانان برای همکار شهیدشان
    عکس/ گریه های آتش نشان در ورزشگاه آزادی
    عکس/پست اینستاگرامی مسلمان بعد از برد
    رقص ضد انقلاب در عزای پلاسکو
    روز اعزام محسن به سوریه منتظر رسیدن موعد یارانه بودم.
    خانۀ سالمندان فیل‌ها در تایلند
    علت خالکوبی زنان قوم چین چیست؟
    قابل توجه افرادی که کم خونی دارند
    اختلال هویت جنسی از چه سنی به وجود می آید؟
    بعداز زایمان شکم را به این دلایل ببندید
    چه طور خیلی سریع وزنم را کم کنم؟
    دانشجوی رشته فیزیک هسته‌ای تقلب سر جلسه برد
    سوسک های قاتل را بشناسید
    گزارشی از حال و هوای ایستگاه آتش‌نشانی امام حسین(ع) و جای خالی یک آتش‌نشان
    تمامی حقوق متعلق به وبسایت خبری تحلیلی کمال مهر بوده و هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز خواهد بود.
    Powerd By: Kordaki.Net