تارخ انتشار: شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۱۸:۱۸
کد خبر : 135364
چاپ خبر

درامتدادتاریکی؛

با یک انگشت خودم را برای همیشه بیچاره کردم

بی حوصلگی و دقت نکردن در متن قراردادی که قرار بود آن را امضا کنم روزگارم را سیاه کرد و همه سرمایه ام را بر باد داد

به گزارش «کمال مهر»؛به نقل از خراسان، مرد جوان در حالی که دستانش از شدت  عصبانیت می‌لرزید به کارشناس اجتماعی کلانتری سجاد مشهد گفت: مدتی بود که مشکلات زندگی گریبانم را می فشرد به طوری که نمی‌توانستم این گونه سختی ها را تحمل کنم. از چند سال قبل با خودروی مدل پایینی که داشتم در سطح شهر مسافرکشی می کردم.

 

تأمین مایحتاج روزانه خانواده، پرداخت اجاره خانه و هزینه های دیگر از جمله مشکلاتی بود که افکارم را به هم می ریخت از سوی دیگر هم پسرم در رویای داشتن دوچرخه قرمز رنگ و یک دستگاه تبلت فرو رفته بود و هر روز با چشمانی اشک بار از من تقاضا می کرد آرزویش را برآورده کنم طاقت دیدن گریه های پسرم را نداشتم اما نمی‌توانستم مبلغی برای خرید دوچرخه بپردازم از همه مهم تر این که خودروی پرایدم فرسوده شده بود و مدام خرج روی دستم می‌گذاشت.

 

فشار این مشکلات به حدی رسیده بود که به قول معروف در چهارراه «چه کنم» گیر کرده بودم تا این که حدود دو هفته قبل وقتی در حال ورق زدن یک نشریه بودم ناگهان چشمانم روی یک آگهی استخدام خیره ماند می خواستم از خوشحالی پر بکشم چرا که شغل پیشنهادی در واقع همان کاری بود که می توانستم به راحتی آن را انجام بدهم دیگر وقت را تلف نکردم  بلافاصله با شماره درج شده در زیر آگهی تماس گرفتم و به خانمی که خود را منشی شرکت معرفی می کرد گفتم می توانم کار پیشنهادی آن ها را با موفقیت انجام بدهم قرار شد صبح به آدرس شرکت مراجعه کنم آن شب از خوشحالی خوابم نمی برد زودتر از هر روز از خواب بیدار شدم و به شرکت رفتم.

 

خانم منشی باحجابی نامناسب پشت میز نشسته بود وقتی درخواستم را مطرح کردم او پس از مشورت با رئیس شرکت گفت: می توانم کارم را بعد از بستن قرارداد شروع کنم روز بعد وقتی برای تنظیم قرارداد رفتم همان منشی بدحجاب قراردادی را که ۱۳ برگ بود مقابلم گذاشت تا امضا کنم با تعجب پرسیدم این همه؟! منشی شرکت که با طمأنینه سخن می گفت وقتی دید ۲ برگ از قرارداد را مطالعه کردم با ترفندی خاص گفت همه صفحات تکراری است زودتر امضا کنید که آقای رئیس جلسه دارند او با حرف هایش مجبورم کرد بقیه صفحات را نخوانده امضا کنم و انگشت بزنم هنوز یک هفته از تنظیم قرارداد نگذشته بود که تهدیدات رئیس شرکت شروع شد، او گفت توبه شرکت درباره همه اموال منقول و غیرمنقول در زمان حیات و حتی بعد از مرگ وکالت تام داده ای و سپس اثر انگشتم را نشانم داد حالا مدعی است من ۲۰ میلیون تومان بدهکارم برای کاری که هنوز شروع نکرده ام و…

 

پاسخی بگذارید »

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

  • آخرین اخبار
  • حتی صندوق نسوزهای پلاسکو هم سوختند و جزغاله شدند
    بازیگری که ازدواج کرد+ عکس
    توهین وقیحانه شازده پهلوی به آتش نشانان شهید پلاسکو!
    بدهی نجومی یک پاسدار به سپاه!
    بارها مخفیانه به سر صحنه حادثه پلاسکو رفتم
    چرا خانم‌های خوش‌تیپ صبح زود از خواب بیدار می‌شوند؟
    عکس/ بیهوش‌شدن رئیس‌اتاق‌بازرگانی در حین سخنرانی
    اولین کار اوباما به عنوان یک شهروند عادی
    مایلی‌کهن:چه ایرادی دارد برانکو جای کی‌روش را بگیرد؟
    وقتی هیئت مدیره «پلاسکو» برای زیباسازی حوض‌ها هزینه میلیونی می‌کرد/ دلگرمی مسئولان از تجهیزات فنی قرارگاه خاتم الانبیاء +عکس
    عکس/ تجهیزات فوق سنگین قرارگاه خاتم برای کمک به آواربرداری پلاسکو
    کدام خواننده انگشتر شاه ایران را به دستشویی انداخت؟
    احضار بیش از ۷۰ نفر در موضوع فیش‌های نجومی/ ارتباط میان دانیال زاده و حسین فریدون کاملاً مشهود است
    بازگشت مردم به قسمت‌های آزادشده موصل
    در پرسپولیس کسی جرأت ندارد با این دو بازیکن شوخی کند
    دزد ساختمان پلاسکوی تهران در دام پلیس
    شهید میرزاخانی؛ «آتش نشانی» که آرزو داشت «مدافع حرم» شود
    پیام همسران شهدای مدافع حرم به همسران شهدای آتشنشان
    ازدواج‌های اجباری، پیوندهای نامیمونی که بخت جوانان را سیاه می‌کند
    بیش از۱۱ هزار فقره ثبت ازدواج البرزی ها در سال جاری
    تمامی حقوق متعلق به وبسایت خبری تحلیلی کمال مهر بوده و هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز خواهد بود.
    Powerd By: Kordaki.Net