تارخ انتشار: سه شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۱۸:۲۵
کد خبر : 133944
چاپ خبر

غفلت کردیم و برای مقابله با نفوذ برنامه‌ نداشتیم/ آرزو می‌کنم خدا هاشمی را از دست اطرافیانش نجات دهد/ شعار عبور از روحانی را هم خواهیم شنید/ مدعیان اصلاح‌طلبی اعتقادی به هاشمی ندارند

به گزارش «کمال مهر»؛ به نقل از فارس؛ هاجر تذری و مهدی بختیاری: «تیتو» رهبر تاریخی و افسانه ای یوگسلاوی در دوران جنگ سرد بین آمریکا و شوروی که نقش محوری در شکل گیری «غیر متعهد ها» داشت، مشاور نزدیکی داشت که قریب به بیست سال در خدمت وی بود و او در مهمترین مسایل ملی [&hellip

به گزارش «کمال مهر»؛ به نقل از فارس؛ هاجر تذری و مهدی بختیاری: «تیتو» رهبر تاریخی و افسانه ای یوگسلاوی در دوران جنگ سرد بین آمریکا و شوروی که نقش محوری در شکل گیری «غیر متعهد ها» داشت، مشاور نزدیکی داشت که قریب به بیست سال در خدمت وی بود و او در مهمترین مسایل ملی و بین المللی با وی مشورت می‌کرد. پس از بیست سال، از یکی از مقامات بلند پایه KGB شنید که در میان مسئولان ارشد نزدیک به وی، شخصی در حال به هم ریختن کشور است.

وی ابتدا این موضوع را نپذیرفت اما بعدها پرونده محرمانه ای گشوده شد که در آن اثبات شده بود مشاور مورد نظر، جاسوس بیگانه است.

مدارک آن قدر کافی و روشن بود که جای هیچ تردیدی برای تیتو باقی نگذاشت. او از مشاور مورد اعتمادش پرسید: تو در مقام یک جاسوس، بزرگترین خیانتی که به من و ملت یوگسلاوی طی بیست سال کرده ای چه بوده است؟

مشاور جاسوس پاسخ داد: من هیچ اطلاعاتی به بیگانگان نداده ام و تنها در امر مشورت به شما خیانت کرده ام. آن هم به این صورت که هر وقت، چند نفر را برای تصدی یک مسوولیت مهم مملکتی به شما معرفی می کردند، من درباره آن چند نفر تحقیق می کردم و ضعیف ترین آنها را از میان آن چند نفر معرفی شده به شما توصیه و توثیق می کردم. همین!

نفوذ جریانی و شبکه سازی در داخل ملت خطر بسیار بزرگی است که رهبر معظم انقلاب در نیمه نخست سال ۹۴ بیش از هفتاد بار در سخنرانی‌های مختلف نسبت به آن هشدار دادند.

نفوذ رسانه‌ای یکی از راهکارهای دشمن در جنگ نرم است که خبرگزاری فارس  با توجه به حساسیت و گستردگی موضوع  در گفتگو‌های متعددی به آن پرداخته است.

اسفند ماه ۱۳۹۴ مهمان «حاج حسن شایانفر» در ساختمان ۷۵ ساله کیهان شدیم. مدیر دفتر پژوهش‌های کیهان علی‌رغم کسالتی که داشت با روی باز ما را پذیرفت و نخستین مصاحبه خود را با رسانه‌های مکتوب و غیر مکتوب انجام داد.

گفتگوی زیر روایت خواندنی و موشکافانه «حسن شایانفر» از تهاجم فرهنگی، استحاله و نفوذ در ۳۷ ساله گذشته انقلاب اسلامی است.

 فارس: بحث «نفوذ»، که مقام معظم رهبری مدتهاست بر آن تأکید می‌کنند از چند زاویه قابل بررسی است؛ یکی بحث نفوذ افراد است که در آن شخصی وارد یک نهاد می‌شود و هدف خاصی را دنبال می‌کند مثل بحث انفجار دفتر نخست‌وزیری که نفوذ شخص بود، یک نفوذ در جریان­‌های تصمیم­‌ساز و تصمیم­‌گیر است، اپوزیسیون که صراحتاً تابلوی غربی دارد نمی‌تواند عامل نفوذ باشد زیرا  عملاً می­‌گوید من مخالف هستم. سؤال این است که این جریان نفوذ از کجا شکل می‌گیرد و چگونه در بسترهای مختلف جامعه رسوخ پیدا می‌کند؟

شایانفر: با نگاهی به گذشته و توجه به مصادیق و نمونه‌های نفوذ -به خصوص نفوذ امنیتی و سازماندهی‌شده- متوجه این واقعیت می‌شویم که نفوذ یک شبه صورت نمی­‌گیرد.

شاید فردی بتواند با جلب اعتماد، خودش را وارد مجموعه­‌ای کند، اما به این سادگی در جایگاه تصمیم­‌گیری قرار نمی­‌گیرد.

زمانی که کتاب «معماران تباهی: سیمای کارگزاران کلوپ‌های روتاری درایران» منتشر شده بود، مقام معظم رهبری به آقای حسین شریعتمداری نکته ای به این مضمون فرموده بودند: «که آیا می‌توان پای دولت‌های استعماری را که ۱۰۰ تا ۱۵۰  سال در این مملکت فعالیت داشته اند، با رفتن پهلوی ها از این سرزمین قطع شده فرض کرد؟»

معظم له در ادامه این موضوع فرمودند: «در زمان شاه مدتی به یکی از استان­‌های کشور تبعید شده بودم؛ در آنجا با کسانی آشنا شدم که هنوز بعد از گذشت ۵ دهه با هم تماس و روابط دوستانه داریم، حال چطور می­شود انگلیسی که ۱۵۰ سال در این کشور حضور داشته یک‌شبه از ایران برود؟»

** معرفی جاسوس انگلیس در کتب درسی ایران به عنوان محقق و پژوهشگر

لذا دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان اقدام به انتشار آثاری در مورد شرق شناسان جاسوس کرد که نمونه و مصداق مشخص این موارد، خانم «آنه لمبتون» است که کتابی با عنوان «رد پای روباه» روایت مستندی از زندگی او منتشر شد.

«آنه لمبتون» جاسوس کهنه‌کار سرویس اطلاعاتی انگلستان (MI6) است که در پوشش شرق‌شناسی و پژوهشگر  اصلاحات ارضی به فعالیت در ایران مشغول بود.

برخی از غرب­‌زدگان و ایرانیان مقیم خارج از کشور نظیر احسان یارشاطر بهایی مسلک، صراحتاً بعد از مرگ «آنه لمبتون» به ارتباط او با شبکه جاسوسی انگلیس اعتراف کردند ولی متأسفانه در کتاب­‌های درسی ما حتی بعد از انقلاب از این جاسوس به عنوان محقق و پژوهشگر اصلاحات ارضی یاد می‌شود.

شرق شناسان زیادی داشتیم که اینگونه وارد شدند و نقش­‌شان را ایفا کردند؛ نمونه دیگر «ریچارد فرای» در کتاب «هویت» است، که ابتدا برنامه تلویزیونی آن پخش شد و در فرازی از آن کتاب نیز به عملکرد او  اشاره می شود.

دستگاه امنیتی رسماً در مورد این فرد اظهار نظر می­‌کند و اعلام می‌دارد که وی برای جمع­‌ آوری اطلاعات وارد ایران شده است. فردی که در دهه ۴۰ در دانشگاه شیراز بود و پس از انقلاب نیز موفق می­‌شود ارتباطات خاص خودش را در فضای بازی که به وجود آمده بود با برخی جریانات داخلی برقرار کند.

** تلاش برای نفوذ از طریق دفتر حافظ منافع و سفارتخانه

شما شبکه­‌ها و انتشاراتی را که آمریکایی­‌ها در ایران تأسیس کردند ببینید. آیا «مؤسسه فرانکلین» واقعاً یک مؤسسه انتشاراتی بود؟

کافی است نقش مهره شناخته شده‌ای مثل «همایون صنعتی‌زاده» در قبل و پس از انقلاب به ویژه پس از دستگیری وی در سال‌های دفاع مقدس مورد بررسی و مداقه قرار گیرد و یا «داریوش همایون» یکی از وزرای روزهای پایان عمر دولت بختیار، که به دانشگاه هاروارد می‌رود و بعد روزنامه‌ای را در نیمه دوم دهه چهل راه­‌اندازی و در کنار انتشار این روزنامه، با یک جاسوس آمریکاییِ بنام، رابطه برقرار می­‌کند.

او به عنوان خبرنگار و گزارشگر در الجزایر برای آمریکایی­‌ها اطلاعات جمع‌آوری می‌کرد و به عنوان یک خبرنگار ایرانی برای سازمان سیا اطلاعات گردآوری کرده است.

مصداق امروزی اش هم موجود است، این همه خبرنگار خارجی که به ایران می‌آیند واقعا قصد مخابره اخبار را دارند؟ خبرهایشان را که درست منعکس نمی­‌کنند اما ارتباط­ات و روابط­‌شان را برقرار می­‌کنند. اینهمه تلاش برای راه‌اندازی دفتر حفاظت از منافع یا راه اندازی سفارتخانه­ حکایت از تلاش برای نفوذ بیشتر است. این نفوذ می­‌تواند سیاسی، اقتصادی، فرهنگی باشد، اما مخرب ترین آن فرهنگی است.

قبل از پیروزی انقلاب و در سال ۵۷، تشکیلاتی برای حفظ رژیم شاه با عنوان «سام» راه­‌اندازی می­‌شود. وجه غالب عناصر تشکیل­ دهنده این تشکیلات از لیدر تا بدنه، رسانه­‌ای هستند و تحت مدیریت ساواک با نقش­‌آفرینی «احسان نراقی»، «مسعود بهنود»، «سیروس شرفشاهی»، «عبدالکریم لاهیجی»، «علیرضا میبدی» فعالیت می‌کنند.

آنها کادر مطبوعاتی را در یک مجموعه امنیتی گرد هم آوردند و اهدافشان -که بعد‌ها در اسناد ساواک منتشر شد- این بود که تلاش کنند موقعیت شاه یا قانون اساسی حفظ شود که البته موفق هم نشدند.

هدف دیگرشان مبارزه با مظاهر فساد بود و رفرمی را هم در هدف­ گذاری­‌شان برای جلب آرای افکار عمومی با این عنوان مطرح کردند اما آخرین هدف در دستور کارشان مبارزه با ارتجاع بود.

** شعار منافقین و امثال احسان نراقی یکی بود

فارس: منظور از مبارزه با ارتجاع در سال ۵۷ چه بود؟

شایانفر: ارتجاع از نظر آنها همان جریان مذهبی است که سال ۴۲ راه ­اندازی شد و این تشکیلات در همان زمان بر روی این جریان هدف‌گذاری می‌کند.

شما به بیانیه جریان مجاهدین خلق -که انصافاً نام منافقین برازنده آنهاست- نگاه کنید. ابتدای بیانیه «مرگ بر امپریالیسم» درج شده بود و انتهای آن «مرگ بر ارتجاع».

یعنی مجاهدین خلق و احسان نراقی هر چند در ظاهر با مظاهر سلطنت و باهم مخالف بودند، اما در عمل شعار یکسانی می‌دادند. این همان جریان نفوذی است که به مرور جلو می‌رود و بعدها این سازمان به سرکردگی رجوی در کنار صدام و امپریالیسم قرار می گیرد.

یکی از عناصر «سام»، «مسعود بهنود» است که مرداد سال ۱۳۵۸ در مجله «تهران مصور» یادداشت­‌های «کوچه انقلاب» را  می­‌نویسد و  مدیر این مجله هم «عبدالله والا» عضو کلوپ صهیونیستی روتاری بود.

تا مرداد ۵۸ اعضای حزب رستاخیز و فراماسونرها همه صاحب امتیاز مجله و روزنامه بودند و هنوز قانون مطبوعات تغییر نکرده بود. بهنود در آن یادداشت­، می­‌نویسد: «از آن روزی که شمایی از ارتجاع [به اندیشه اسلامی اطلاق می‌شد، تعبیری که بلندگوهای تبلیغاتی رژیم پهلوی در مطبوعات از اوائل دهه ۴۰ به کار می‌‌بردند] خودش را نشان داد، هر کس به نحوی با آن روبرو شد و نقش آفرینی کرد. سوابق گروهی مانند سران رژیم به قدری خراب بود که نمی‌توانستند بمانند و فرار کردند، گروهی دیگر تن به مصالحه دادند و پذیرفتند درون دستگاه و حاکمیت جبران کنند؛ اما گروه سوم گروهی است که از سر مصلحت خودشان را به دامن این ارتجاع آویختند.»

فارس: که احتمالاً خود مسعود بهنود جزو گروه سوم محسوب می‌شود؟

شایانفر: «بهنود» مصداق و نمونه­ گروه سوم است. نفوذ می‌کند و مجله در می‌آورد، مدیر مجله‌اش نیز «عبدالله والا» نماینده مجلس شاه است. کسی که یکی از کارهایش واردات رقاصه­‌ برای کافه­‌های تهران بود و خواهرش «لعبت والا» هم که عضو آژانس یهود بود، سردبیری نشریه را بر عهده داشت.

بهنود در «تهران مصور » همراه با علیرضا نوری زاده (سردبیر مجله امید ایران) و ده ها عنصر شناخته شده دیگر به راحتی در مورد گروهک هایی مانند سازمان مجاهدین خلق و چریک­‌های فدایی خلق (شاخه «اشرف دهقانی» و «پیکار») می‌نویسد.

** سلطنت‌طلب‌ها مدیر نشریات «سوپرانقلابی» شده بودند

دامنه نفوذ گروهک های وابسته نیز در همان فضای اول انقلاب با نشریات حزبی به دانشگاه ها کشیده می شود که در این باره علاقه‌مندان را ارجاع می دهم به جلد ۱۷ اسناد لانه جاسوسی و جلدهای دیگر نظیر «احزاب» و «خط میانه» که پیرامون مسائل قبل و بعد از انقلاب و چگونگی نفوذ در دانشگاه ها است.

نشریاتی یک شبه سوپر انقلابی شده، با نام های «زن»، «رهایی»، «رهایی زن»، «برابری»، «شنبه سرخ»، «یکشنبه سیاه»، «مجاهد»، «پیکار»،«راه کارگر» و … در ظاهر گوی سبقت را از دیگر انقلابی‌ها ربوده بودند، اما نکته اینجاست که بخش عمده کمونیست ها در زندان بریده بودند و عمدتاً سلطنت­ طلبان، این نشریات را اداره می‌کردند.

در این رابطه من به خاطره‌ای از «احسان طبری» که در کتاب «کژ­راهه» نوشته اشاره می‌کنم که می‌گوید: بروید پشت صحنه را بررسی کنید که چه توافقی بین غرب و شرق صورت گرفت که «امیر طاهری» سردبیر روزنامه کیهان یک شبه برکنار و «رحمان هاتفی» جایگزین وی می­‌شود، شخصی که بعدها مشخص شد مسئول نشریه «نوید» ارگان حزب توده بوده است. جالب اینکه طاهری فرد منتخب رژیم شاه و امریکا بود اما یک شبه مهره به ظاهر مارکسیستی را جایگزین وی کردند.

** در برابر نفوذ غفلت کردیم

فارس: شاید بتوان اینگونه توجیه کرد که در برهه اول انقلاب این نوع نفوذ و آزادی مطبوعات طبیعی بود، چون هنوز نظام تثبیت نشده بود و دولت موقتی سر کار بود که اندیشه‌های  لیبرال داشت، ولی در حال حاضر و پس از گذشت ۳۷ سال از انقلاب نمی‌توان منکر این مطلب شد که افرادی تحت عناوین متعدد، همراه این جریان نفوذند.

شایانفر: ما غفلت کردیم و برنامه‌ریزی برای مقابله با چنین نفوذ پیچیده‌ای نداشتیم؛ البته بدترین نوع نفوذ، نفوذ بر باورهاست که این کار پس از جنگ صورت گرفت و غفلت باعث شد که جریانات نفوذی به ترتیب به صحنه سیاسی آمدند.

در دوره کارگزاران و دولت موسوم به سازندگی، خشت کج اقتصاد لیبرالی را گذاشتند و در زمان ریاست جمهوری مدعیان اصلاح طلبی و توسعه سیاسی، با یک نوع آنارشی و افراطی گرایی احزاب وابسته، فرهنگ به طور کلی رها شد.

*افراط و تفریط در دولت‌های هاشمی و خاتمی سبب تشدید نفوذ شد

فارس: افراط و تفریط در توسعه اقتصادی و سیاسی در دولت کارگزاران و اصلاحات؟

شایانفر: افراط و تفریط و گام برداشتن تدریجی در مسیر توسعه اقتصادی و سیاسی لیبرال غربی در دولت های هاشمی و خاتمی سبب تشدید نفوذ شد؛ البته عده‌ای که در دوره خاتمی دست‌اندر کار توسعه سیاسی و فرهنگی شدند، نفوذی نبودند بلکه تجدید نظر طلب‌هایی بودند که از هویت انقلابی خود عدول کرده بودند اما همین دو بستر، کار را برای نفوذ تسهیل می­‌کرد؛ اول توسعه سیاسی و اقتصادی بر مبنای لیبرالیسم غربی که در بلند مدت فرهنگ را نیز دگرگون می کند و دوم تهی شدن یا عدول از هویت انقلابی. لذا طبیعی بود که این جریان در آن ۱۶ سال سرعت بیشتری بیابد و ریشه بدواند.

** شعار عبور از روحانی را هم خواهیم شنید

فارس: احیای جریان غربی و نفوذ سیاسی و فرهنگی چطور؟ آیا اینها هم از ضعف سیاست‌های دولت کارگزاران و اصلاحات صورت گرفت؟

شایانفر: حرف این است که ضعف مدیریت و عدم پایمردی و ایستادگی در پایه و اصول انقلاب در عمل سبب احیای جریان و فرهنگ غربی و شبه­ روشنفکری و میدان­‌داری آنان شد و باعث شد ماجراها به ناکجا آباد ختم شود و قربانیان­شان هم خودشان باشند.

به طور مثال شما ببینید در انتهای دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی، وی با چه هجمه ای از سوی جریان مدعی اصلاحات روبرو شد؟ تعابیر عالیجناب سرخ پوش و… در رسانه های آن زمان موجود است.

خاتمی با چه شعاری از سوی حامیان خود روبرو شد؟ آن ها شعار «عبور از خاتمی» را سر دادند و به نظر می رسد شعار «عبور از روحانی» را نیز از زبان همین جریان­‌ها و طرفداران فعلی‌اش خواهید شنید. چرا که این جریان به این افراد به مثابه پلی نگاه می کند که تسهیل کننده گذار از مرحله ای به مرحله دیگر است. از این رو پل­های خود را از افراد داخل نظام انتخاب می‌کنند.

** هرجا به اصول انقلاب پایبند بودیم نتیجه گرفتیم

فارس: چرا اساساً چنین اتفاقی می‌افتد؟

شایانفر: ببینید همواره غرب در ایران با هدف براندازی بین بد و بدتر به حمایت از بد می‌پرداخت.

بحث اصلی این است آنجایی که ما اصول و محکمات انقلاب اسلامی را پی گرفتیم و ایستادگی کردیم، نتیجه گرفتیم.

** مجاهدین خلق؛ از مواضع انقلابی تا جاسوسی برای صدام علیه ایران

من مصداق دیگری به همراه سند در مورد نفوذ سیاسی و امنیتی خدمت شما بگویم.

در سال های اول انقلاب، حضرت امام(ره) عباراتی را در ارتباط با سازمان منافقین مطرح کردند که برای برخی افراد در آن زمان ثقیل و غیرقابل هضم بود.

امام فرموده بودند: «اینها (سازمان مجاهدین خلق) همان راهی را که شاه و بستگانش می‌رفتند، بدتر از آن راه را می­ روند» (نقل به مضمون).

در عمل هم حرف امام(ره) ثابت شد، سازمان مجاهدین خلق در گذشته ظاهر را حفظ می‌کردند که در حال حاضر آن را نیز حفظ نمی‌کنند.

به طور مثال سال ۱۳۵۹ سخنگوی سازمان مجاهدین خلق در مورد برنامه­‌های فارسی رادیو عراق موضع می‌گیرد که در صفحه اول نشریه‌ خودشان هم درج کردند.

اظهارات سخنگوی مجاهدین در مورد برنامه‌های فارسی رادیو عراق

سخنگوی سازمان مجاهدین می‌گوید: «مدتی است رادیو عراق در برنامه­‌هایش از مجاهدین تجلیل می­‌کند … و مجاهدین را اسباب ترفندها و معامله های سیاسی خود قرار می دهند … اینها باید پذیرفته باشند که نه می توان مجاهدین خلق ایران را خرید و نه آن ها را بازیچه معاملات سیاسی قرارداد.» اما بعد از گذشت چند سال می­‌بینیم تغییر موضع ۱۸۰ درجه‌ای می‌دهند، به عراق می‌روند، با صدام دست می­ دهند و با حمایت آمریکایی‌ها آن ها پادگان خودشان را آنجا بنا می‌کنند.

فضاسازی جریان ها و گروهک‌های وابسته به جایی می رسد که «هدایت‌الله متین ­دفتری» که در اسناد لانه جاسوسی از وی به عنوان خبرچین «سازمان سیا» که با جبهه ملی همکاری داشت یاد شده است، در آن سال‌ها روی جلد مجله «امید ایران» که به سردبیری «علیرضا نوری‌زاده» بود می‌نویسد:« آیا مدنی ناپلئون ایران خواهد بود؟»

احمد مدنی که از اولین کسانی است که رسماً از آمریکایی­‌ها حمایت مالی می­‌گیرد و حتی در مجلس اول «ابراهیم یزدی» صلاحیت او را در کمیسیون رد می‌کند، در مجله «امید ایران» ناپلئون و نجات­ دهنده کشور معرفی می‌شود و روزنامه کیهان با هدف چهره سازی از وی چندین شماره در دفاع از متین دفتری به عنوان نوه مصدق مطلب چاپ می­‌کند.

زمانی که قانون مطبوعات می‌خواست در مرداد ۵۸ تغییر کند، جبهه «دموکراتیک ملی» میتینگی را در دانشگاه تهران برگزار کرد. اعضای تشکیل­‌دهنده جبهه دموکراتیک ملی «غلامحسین ساعدی»، «بهمن نیرومند» و … بودند.

این افراد مقیم خارج از کشور، پس از انقلاب به ایران می‌آیند و بعدها پس از فرار به شورای ملی مقاومت منافقین پیوند می­ خورند.

در میتینگ دانشگاه تهران که با دعوت «جبهه دموکراتیک ملی» برپا می شود، شعار « اسلام نابود است، کمونیسم پیروز است» سرداده می شود. این افراد که سلطنت­‌طلب‌های وابسته دربار بودند در دوران انقلاب به ایران بازمی‌گردند و در قالب کانون وکلا و احزاب به فعالیت می‌پردازند و بعد از آن در غائله ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ نقش آفرینی می کنند.

مصداق دیگر نفوذ در رسانه‌های اوایل انقلاب «رستاخیز جوانان» است، نشریه‌ای که به یک ساواکی متعلق است و یکبار در دوران انقلاب به «جوان» تغییر نام می‌دهد، «ایرج جمشیدی»،«حسین سرفرازی»(معروف به سرافراز) و یک بهایی گردانندگان این نشریه هستند.

«ایرج جمشیدی» که قبل از انقلاب در گروه «خسرو گل سرخی» بوده و با ساواک همکاری می‌کند و آن گروه را لو می­‌دهد و «عباس سماکار» علیه او افشاگری می کند، در دوران انقلاب در قالب یک انقلابی اپوزیسیون به صحنه می‌آید اما در حال حاضر سبک زندگی و مواضع سیاسی‌اش غرب­‌گراتر از همه است و همسرش با دیپلمات‌های خارجی حشر و نشر دارد.

اما همین «ایرج جمشیدی» در حال حاضر کجاست؟ پس از سال های دفاع مقدس نشریه «آرمان» را به نام همسرش اجاره می کند و بعدها روزنامه «ابرار اقتصادی» و … در حال حاضر همسرش که مدیر مسئول روزنامه «آسیا» است و خودش هم سردبیر این روزنامه است.

البته برخی احتمال وجود ارتباط و همکاری وی با نیروهای امنیتی را می‌دهند؛ ولی من معتقدم کفه ترازوی آن چیزی که از دست می‌دهند در قبال آن چیزی که به دست می‌آورند نه تنها برابری نمی‌کند بلکه سنگین‌تر است. کافی است چند شماره این روزنامه را ملاحظه کنید و نقش آن را در تغییر سبک زندگی و ترویج فرهنگ منحط غربی را احساس کنید.

برای نمونه؛ در راه اندازی روزنامه «زن» فائزه هاشمی، ایشان چه چیزی به دست آورد؟ در روزنامه «زن» او، «مسیح علی­‌نژاد» ، «ابراهیم نبوی» ، «سیروس علی نژاد» و «کاملیا انتخابی فر» مشغول به کار شدند، آیا خانم فائزه از این ها توانست استفاده کند؟یا آنها آمدند و از این فرصت به دست آمده سوء استفاده کردند؟

** سیاست «جذب و هضم» حجاریان نتیجه معکوس داد

فارس: خب این مواردی که می‌فرمایید همه از عوارض سیاست‌های فرهنگی بعد از جنگ  است. در راستای مدیریت بر عناصر طیف به اصطلاح روشنفکری که ضدیتی آنچنانی با انقلاب نداشتند چه اقداماتی صورت گرفت؟

شایانفر: بعد از جنگ یک سیاستی به نام سیاست «جذب و هضم» از سوی طیفی مانند حجاریان و نیروهای امنیتی اعلام شد، سیاستی که اعلام می‌کرد: این افراد را جذب کنیم و بعد درون نظام آنها را هضم کنیم. این خیلی حرف قشنگی است، اگر قدرتش را هم می‌داشتند و انجام می­‌دادند ما مخلص­شان بودیم، ولی می­‌بینیم سیاست «جذب و هضم» نتیجه معکوس داد.

** عباس معروفی قبل از دادگاه تماس گرفت و گفت با ما کاری نداشته باشید

فارس: خاتمی بحث تکثّر فرهنگی را مطرح کرد و گفت می‌توانیم در چارچوب‌های خاص جریان‌های رسانه‌ای لائیک، سکولار، نهضت آزادی و … را مدیریت کنیم، یعنی تبدیل معارض به مخالف، مخالف به منتقد و منتقد به موافق. اما در عمل چنین چیزی رخ نداد و رسانه‌های خودی در برابر نفوذ آن رسانه‌ها منفعلانه عمل کردند و نتوانستند اپوزسیون فرهنگی را مدیریت کنند

شایانفر: ابزار اقدامات فرهنگی دولت خاتمی چه نشریاتی بودند؟ مجله «تکاپو»، «گردون» و «کلک » برای نسل سوم انقلاب و یا به عبارتی همان جریان سوم راه­‌اندازی شد. به جای اینکه این ها نسل سومی شوند از دست رفتند و مخالف نظام شدند؛ یعنی حتی شخصی مانند «عباس معروفی» که «سمفونی مردگان» را نوشته بود، آن سبک و سیاق را هم تغییر می‌دهد.

شب قبل از دادگاه، «عباس معروفی» به من زنگ زد و گفت: «آقا جان ما می­‌خواهیم فردا به دادگاه برویم، شما به ما کاری نداشته باشید!» گفتم: «ما با کسی کاری نداریم، خبرنگار و روزنامه­‌نگار تنها به دنبال سوژه خبری خود است، شما برو  به اشتباهی که خودت به من می­‌گویی انجام دادی، اعتراف کن. حتماً افکار عمومی از این ماجرا استقبال می­‌کند».

وقتی به دادگاه رفت فضایی برایش درست کردند، سیمین بهبهانی و گلشیری نامه ای نوشتند حاوی این مضمون که ما حاضریم جای او شلاق بخوریم، لذا جو او را گرفت؛ من در همان تماس که «معروفی» با من گرفت به او گفتم: «تو الان باید ده تا کتاب مانند «سمفونی­ مردگان» بنویسی، اگر به خارج بروی منفعل می شوی و دیگر نمی­‌توانی کار کنی». اما بعد از محکومیت در دادگاه فراری شد و به خارج رفت. البته نقل می‌کنند که اراده ای از دستگاه های امنیتی کشور در فرار او نقش داشته است.

دیدگاهی درون نظام بود که حالا که او در داخل کشور موفق نبوده به خارج برود و برای ما کار کند. این فرد که در دوره خاتمی قرار بود نسل سوم را به همراه جمعی دیگر در برابر جریان روشنفکران غربزده علم کند خود مصداق این ضرب المثل شد که «شد غلامی که جوی آب ببرد، آب آمد و غلام را ببرد».

** تلاش برای بازگشت ایرانیان خارج از کشور با هدف نفوذ

مقوله نفوذ در عرصه رسانه ها، فرهنگ و اقتصاد بیشتر بعد از سال های دفاع مقدس انجام گرفت. «علی امینی» نخست‌وزیر ایران در اوائل دهه چهل در مقاله ای در صفحه اول کیهان سلطنت طلب چاپ لندن می­‌گوید: «ایرانیان باید به داخل کشور برگ%B

کامنت بسته شده است.

  • آخرین اخبار
  • زمانی: صحبت بختیار جالب نبود
    حدیث روز/ اولویت فرزندان دختر بر پسر در کلام پیامبر(ص)
    عکس/ حرکات منحصر به فرد فیروز کریمی
    جزئیاتی از ابهامات مالی برادر رئیس‌جمهور/ از اهدا خانه میلیاردی در تجریش تا واریز پول به حسابی در لندن و کانادا
    خانه ۱۶ میلیاردی هدیه شده به همسر فریدون از محل یک موسسه خیریه بود که در آن پولشویی می‌کردند
    تولید کننده نباید دغدغه‌ای جز تولید داشته باشد
    حلقه دره کرج قربانی عدم انجام تعهد ۱۰ ساله شد/ محیط زیست از شهرداری کرج شکایت کرد
    اکران جشنواره فیلم فجر در سینما هجرت برگزار خواهد شد/ پردیس سینمایی کرج احداث می شود
    علاقه شدید رئیس جمهورهای آمریکایی به فست فود+تصاویر
    خندوانه‌ای متفاوت بدون حضور تماشاگر/ این بار نخندیدیم! + فیلم
    اعتیاد به تلفن همراه زن چینی را خجالت زده کرد + تصاویر
    چرا پلاسکو فرو ریخت؟/ واکاوی زوایای پیدا و پنهان حادثه
    الهام حمیدی آتش‌نشان شد +عکس
    فردی که مالیات خود را با فرغون پرداخت کرد +تصاویر
    مردی که نام فرزندش را ترامپ گذاشت
    دست نوشته کودکان برای آتش نشانان+عکس
    نتیجه حیرت انگیز نبرد میان مار و عنکبوت+تصاویر
    اعدام فجیع ۸ نفر در کرکوک از سوی داعش/ تروریست‌ سنگدل قلب یکی از قربانی‌ها را خورد!
    توئیت خنده دار نتانیاهو در پاسخ به واکنش کاربران ایرانی
    تصویری جالب از بوش پسر در مراسم تحلیف ترامپ
    تمامی حقوق متعلق به وبسایت خبری تحلیلی کمال مهر بوده و هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز خواهد بود.
    Powerd By: Kordaki.Net