تارخ انتشار: دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۹
کد خبر : 125671
چاپ خبر

این نسل مظلوم و ناشناخته…

امین می گفت: نشستم همه حسابهام رو راست و ریست کردم، بدهی هام، خمسم، الان بدهکارنیستم. وصیتم رو هم نوشتم

گروه«کمال مهر»؛؛درفرودگاه نجف،تو صف ایستاده بودیم برای ممهور کردن گذرنامه ها.
به دست راستم نگاه کردم.
جوان تیز و چابکی رو دیدم که با زرنگی آمده بود، گذرنامه اش رو مهر بزنه بره!!
معلوم بود، فکرکردم آمده زرنگی کنه!
برادرم که باهم آمده بودیم زیارت،با لحن اعتراضی آمیخته به طنز وشوخی، بهش تذکر داد.
سرخ شد ازخجالت…
گفت :ببخشید عجله دارم، باید زودتر برم!
گفتم: کجا بااین عجله؟
گفت: سوریه!
گفتم: ازاینجا؟ بدون اطلاع؟ بدون آموزش؟
گفت: دیرم شده، من دو ماه قبل می بایست برم. پسرعمه ام شهید شد، نتونستم برم، الان هرجور هست باید برم.
گفتم: توکه آموزش ندیدی!!
گفت: میرم اونجا، هرچی نیازباشه، هرزمانی طول بکشه. می ایستم.
باهم ازفرودگاه اومدیم بیرون. می بایست بلیط رو از آژانس های داخل شهر می خرید.
باهم خداحافظی کردیم…
وکمی هم نصیحتش کردم…
خندید ورفت…

این نسل مظلوم و ناشناخته...

سه روزبعد…

فرودگاه نجف…
بلیط برگشت به تهران رو گرفته بودیم و به انتظار اعلام نشسته بودیم.
اعلام شده بود با بیست دقیقه تأخیر، پرواز می کنیم که شد یک ساعت!
مشغول صحبت بودیم که جوان محجوب وخجالتی، ازراه رسید.
فکر کردم مسأله شرعی می خواد بپرسه.
سلام وعلیکی کردیم و کنارم نشست.
پرسید: شما عربی بلدین؟
گفتم: مکالمه خیلی نه!
گفت: اومدم برم سوریه.
نگاهی به داداشم کردم وگفتم: این دوتا!!
دوباره شروع کردم نصیحت و توبیخ!!
ازدواج کردی؟
نخیر
چندسالته؟
بیست وچهارسال
پدر و مادرت راضی اند؟
خب، هر پدر و مادری خیلی راضی نمیشن. بهشون گفتم میرم عتبات، در ساخت حسینیه ای که یک نیکوکار داره میسازه، کمک می کنم… اومدم چند روزی هم کمک کردم.
اومدم حرم، باحضرت صحبت کردم… گفتم: آقا خودت وسیله رو فراهم کن، برم سوریه.
گفتم: چرا نرفتی سپاه و از اون طریق بری؟
گفت: اونقدر امروز و فردا کردند و پیچوندنم، که خسته شدم.
آموزش اوّلیه هم دیدم.
حالا اومدم که برم.
امشب ساعت هفت و نیم پرواز دارم.
در حال گفت و گو با او بودم که دیدم سر و کلّه ی اون جوان پریروزی پیدا شد، که داشت دنبال جا می گشت.
صداش کردم.
گل ازگلش شکفت.
اومد. روبوسی کردیم.
گفتم: نرفتی هنوز؟
گفت:سه روز بلیط گیر نیاوردم تا امروز.
امشب پرواز دارم دمشق.
گفتم: بیا خدا برای شما دوتا ساخت.
رفیق راه شدین باهم…
اسم هر دو رو پرسیدم…
محمدامین و ابوالفضل.

این نسل مظلوم و ناشناخته...

ازشون عکس گرفتم. باهم عکس گرفتیم. باهم عکس گرفتند.
شروع کردم از آن ها پرس و جوی حال و احوال و …
امین، بچه ی خوزستان بود و ابوالفضل بچه استان اصفهان.
هردو به خاطر رشته تحصیلی با رایانه سرو کار داشتن.
بیست و چهارساله و بیست و پنج ساله بودن.
امین متأهل بود و ابوالفضل مجرد.
امین در یکی از مراکز آموزش عالی مشغول بود؛ امّا ابوالفضل شغل اداری رو برنتابیده بود، رفته سر زمین کشاورزی.
هردو درآمد خوبی داشتند…
امین می گفت: نشستم همه حسابهام رو راست و ریست کردم، بدهیهام، خمسم، الان بدهکارنیستم. وصیتم رو هم نوشتم.
خانومم گفته برو به خدا سپردمت.
الان اومدم برم دمشق.
یک سال هم بشه میمونم تا قبولم کنن.
ابوالفضل هم گفت: منم همین کار رو کردم، فقط دویست تومن بدهکارم.
گفتم: دویست هزار تومن؟
گفت:نه! دویست تا تک تومن!!!!
چه حال خوشی پیدا کرده بودم اون ساعت.
گذر زمان رو نفهمیدم.
اعلام کردند باید بریم.
دو سه تاعکس دیگه هم باهم گرفتیم.

***
دیشب تو کربلا درباره نسل معمّایی وشگفتی ساز نوشته بودم…،
حالا داشتم سندهای زنده ی حرفم رو می دیدم…
اونا اومده بودند تا آخر باشند…
امین فکر وذکرش حضرت رقیه بود…
تمام هوش و حواس و دلشوره اونها رسیدن به دمشق بود…
آخرین نصیحت ها رو هم گفتم…
امّا گوششون بدهکار نبود…
آنها آمده بودند که بروند…
انگار هیچ آرزویی نداشتند جز رسیدن…
هردو اوّلین بار بود آمده بودند سفرعتبات،
دل خوش بودند، ازنزد پدر و برادر به نزد دختر و خواهر بروند…
امین، تلفن همراهش رو آورد نزدیک گوشم،
روضه ی جان سوز حضرت رقیه بود…
گوش می کردم امّا حواسم پیش خودم بود…
چقدر برای خودم امّا و اگر و بهانه آورده بودم که نروم…
حالا اونا رو می دیدم، من بودم و حسرت…
من بودم و احساس کوچکی در نزد اراده بلند نسل چهارم…
نسل شگفتی ساز ومعمّایی…
نسلی که آمده است، بار معیّت و جهاد در رکاب موعود عالم را بر دوش بکشد…
این نسل مظلوم و ناشناخته…
بچه های جبهه جهانی مقاومت اسلامی…
والسّلام

حمید مشهدی آقایی

پاسخی بگذارید »

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

  • آخرین اخبار
  • فضانورد
    نمایش خیابانی «فضانوردان» در نظرآباد اجرا می شود
    رابطه هنر و تربیت ، رابطه ای دیرین است/ فعالیت های هنری تاثیری مهم بر امور تربیتی دانش آموزان دارد
    گزارشی از شکاف عمیق بین ثروتمندان و فقرا در جهان/ تنها ۸ نفر، ثروتی به اندازه ۵۰ درصد جمعیت دنیا دارند!
    روایت نماینده اصلاح طلب از علت فوت مرحوم هاشمی/ موقع شنا همه را از استخر بیرون می‌کردند
    طوفان خیره کننده ۲ ایرانی در هلند/ افزایش فرصت هنرنمایی کریم در اروپا +جدول و فیلم
    زنان خانه‌دار دارای ۳ فرزند بیمه می شوند
    خریدی که استقلال به آن نیاز داشت/ منصوریان به هدف زد
    کی روش: فدراسیون فوتبال گروگان برانکوست/ سکوت سرد فدراسیون و وزارت ورزش در ماجرای مربیان خارجی/ مدیریت کفاشیانی در فدراسیون تاج ادامه دارد+فیلم
    اولین سانحه هوایی مرگبار ۲۰۱۷ به نام بوئینگ ثبت شد+ تصاویر
    کدام موشک روسیه روی سر داعش خراب می‌شود؟ + تصاویر
    پیامبر اسلام(ص) برای اثبات معراج خود به مشرکان چه گفت؟
    شگفتی آفرینش پرندگان
    مغز متفکر «بلک واتر» در همسایگی ایران چه می‌کند؟ +تصاویر
    عکس/ ژست عجیب آقای خاص!
    با این ترفندهای ساده خانه خود را شاد کنید+تصاویر
    گوگل چگونه اطلاعات شما را سرقت می کند؟/ مخالفان و موافقان چه می‌گویند؟
    لیموزین ویژه ترامپ؛ خودرویی با ویژگی‌هایی استثنایی + عکس
    کشته شدن ۲۰ داعشی نزدیک بیمارستان «الاسد»/دفع حملات تروریست‌ها در منطقه صنعتی و فرودگاه قدیم
    فقط به یک نمونه اشاره کنید!
    آموزش رمزگذاری روی سیستم عامل مک
    تمامی حقوق متعلق به وبسایت خبری تحلیلی کمال مهر بوده و هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز خواهد بود.
    Powerd By: Kordaki.Net