تارخ انتشار: یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴ - ۱۵:۵۴
کد خبر : 112270
چاپ خبر

فرار دختر جوان از خانه پس از باردار شدن!

فکر نمی کردم یک آشنایی خیابانی ساده چنین روزگارم را سیاه کند که همه هستی خود را از دست بدهم و برای جلوگیری از آبروریزی، از شدت شرم مجبور به فرار از منزل شوم. البته این کار هم اشتباه بزرگ تری بود که به دنبال اشتباهات مکرر در زندگی ام، مرتکب شدم اما خوشحالم قبل از آن که در چنگ باندهای فساد و خلافکار گرفتار شوم، توسط مأموران انتظامی دستگیر شدم

به گزارش گروه وبگردی «کمال مهر»؛دختر ۲۱ ساله که با ظاهری آراسته و آرام روی صندلی نشسته و منتظر حضور پدر و مادرش در کلانتری بود، در حالی که عنوان می کرد، نمی دانم در این شرایط روسیاهی چگونه با پدر و مادرم رو به رو شوم، به تشریح چگونگی آشنایی خود با مردی متأهل پرداخت و به مشاور کلانتری آبکوه مشهد گفت: ۲سال قبل وقتی در سال آخر دبیرستان تحصیل می کردم، با نگاه های محبت آمیز مرد ۳۲ساله ای برخورد کردم که هر روز در مسیر مدرسه او را می دیدم.

نگاه ها و شخصیت به ظاهر آرام و مودب او توجه مرا به خود جلب کرد و همین موضوع منجر به یک آشنایی خیابانی شد. اگرچه خانواده من از وضعیت مالی مناسبی برخوردار بودند، اما من همواره احساس تنهایی می کردم، چرا که دیگر خواهران و برادرانم ازدواج کرده بودند و من با پدر و مادر پیرم زندگی می کردم. آن ها به خاطر اعتمادی که به من داشتند هیچ گاه رفت و آمدهایم را کنترل نمی کردند و تنها لوازمی را که نیاز داشتم، در اختیارم قرار می دادند و …

در ابتدای آشنایی، علاقه ای به ایرج نداشتم و او در ارتباطات خیابانی خود فقط مرا به ادامه تحصیل و توجه به درس هایم تشویق می کرد.

اما آرام آرام احساس کردم به او علاقه مند شدم و این علاقه روز به روز شدت می گرفت به طوری که دیگر هر روز او را می دیدم و زمانی که همسر و فرزندش در منزل حضور نداشتند، به خانه او رفت و آمد می کردم تا این که مدتی بعد او با بیان این جمله که «تو کمی چاق هستی و باید خود را مداوا کنی!» ماده سفیدرنگی را به عنوان دارو در اختیارم گذاشت تا آن را مصرف کنم.

او سپس شیوه مصرف آن را هم به من آموخت. من هم که از چاقی خود معذب بودم، استفاده از آن دارو را ادامه دادم تا این که مدتی بعد متوجه شدم در دام موادمخدر صنعتی گرفتار آمده ام. همین موضوع موجب وابستگی بیشتر من به ایرج شد، چرا که باید برای تهیه آن دارو حتما نزد او می رفتم.

دیگر ارتباط پنهانی ما با یکدیگر خیلی عادی شده بود و او به خاطر ماجرای اعتیاد در هر زمانی که دوست داشت از من سوءاستفاده می کرد. من هم به خاطر ترس از لو رفتن اعتیادم مجبور بودم به خواسته های او تن بدهم تا این که حدود ۳ماه قبل متوجه شدم باردار هستم. دیگر از شدت شرم و آبروریزی نمی دانستم چه تصمیمی بگیرم.

هیچ راهی به جز فرار از منزل به خاطرم نرسید، از سوی دیگر هم ایرج پس از فهمیدن ماجرا، خود را از من پنهان می کرد. این بود که به ناچار مقداری پول از خانه برداشتم و آواره خیابان ها شدم تا این که مورد ظن مأموران انتظامی قرار گرفتم و آن ها مرا به کلانتری هدایت کردند و حالا منتظر حضور پدر و مادرم هستم. شایان ذکر است، به دستور سرگرد جمشید مقدم فر(رئیس کلانتری آبکوه) دختر جوان با ارائه راهکارهای قانونی به مراجع قضایی معرفی شد.

منبع: خراسان

انتهای پیام /

پاسخی بگذارید »

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

  • آخرین اخبار
  • واکنش‌های توئیتری به #مرده_خواران_سیاسی حادثه پلاسکو +تصاویر
    عکس/ اشک‌های یک سرباز برای قربانیان حادثه پلاسکو
    عکس/ نمازخواندن یکی از آتش‌نشانان حادثه پلاسکو
    عکس/ اشک فرزندان در آغوش پدر قهرمان
    عکس/ خدمات‌رسانی زنان آتشنشان در حادثه پلاسکو
    عکس/ گاوصندوق های بیرون کشیده شده از آوار پلاسکو
    عکس/ یکی از آتش نشانان دقایقی قبل از ریزش پلاسکو
    عکس/ مهران غفوریان در محل حادثه پلاسکو
    عکس/ اولین شهید آتش نشانی در حادثه پلاسکو
    بارش باران در بیشتر مناطق کشور در سه روز آینده
    وضعیت تعطیلی مدارس اطراف ساختمان پلاسکو
    مادرانی که منتظر پیداشدن فرزندشان از زیر آوار هستند
    ۵ نفر از آتش نشانان زیر آوار زنده هستند
    خوشحالی کاربر سعودی از ریزش ساختمان پلاسکو +عکس
    واکنش جالب یک هموطن به توییت یک صهیونیست
    قمری که به ستاره مرگ شهرت یافت+ تصاویر
    تصاویری از بزرگترین رودخانه جهان
    رژه زنان ارتش یمن ضد آل سعود +تصاویر
    واکنش جالب مجری شبکه خبر به عشق دوربین ها در حادثه پلاسکو +عکس
    درد و دل و گریه‌های یک آتش نشان در حضور آقا وحید و قالیباف + فیلم
    تمامی حقوق متعلق به وبسایت خبری تحلیلی کمال مهر بوده و هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز خواهد بود.
    Powerd By: Kordaki.Net