تارخ انتشار: یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۵
کد خبر : 42709
چاپ خبر

حضرت معصومه (س) دعایم را اجابت کردند

هنگام سحر، قبل از نماز صبح به حرم حضرت معصومه (س) رفتم.آن جا متوسل شدم و عرض کردم که «یا فاطمۀ معصومه! من به برادر بزگوارت تعهدی سپردم و خواسته اجابت بشود و یک مضطر را از تنگنا نجات بدهی.»


به گزارش گروه وبگردی کمال مهر،در دوره‌ی جوانی وقتی تحصیلات دبیرستان ام را تمام کردم، پدر بزگوارمان فرمود: «از تو می خواهم درس حوزه را شروع کنی.»

 

با چند نفر از دوستان که با هم حشر و نشر داشتیم، صحبت کردیم که به زیارت امام رضا(علیه السلام) در مشهد مقدس برویم و در آن جا عهد و پیمانی با امام رضا ببندیم و آن گاه درس حوزه را شروع کنیم.

 

به مشهد مقدس رفتیم و در حرم عرض کردیم: «ای امام رضا! ما در این جا تعهد می دهیم که زندگی خودمان را وقف شما و راه و آیین شما بکنیم. در مقابل از شما یک خواسته داریم و آن این که در شداید و سختی ها و تنگنای زندگی ما را رها نکنی.» آن گاه راهی قم شدیم.

 

این عهد و پیمان گذشت و من طلبه شدم و ازدواج کردم. یکی از روزهایی که تازه ازدواج کرده بودم، تمام دارایی من پنج تومان بود. یک شب، شخصی در خانه ی ما را زد. یکی از آشنایان بود. او با حالتی مضطرب گفت: «من در تهران دچار مشکلی شده ام و به هزار تومان پول نیاز دارم.» با وجود این که تمام دارایی من پنج تومان بود، اما نخواستم دست رد به سینه ی او بزنم. گفتم: «تا فردا به من مهلت بده! ببینم چه کار می توانم بکنم.»

 

هنگام سحر، قبل از نماز صبح به حرم حضرت معصومه (س) رفتم.آن جا متوسل شدم و عرض کردم که «یا فاطمۀ معصومه! من به برادر بزگوارت تعهدی سپردم و خواسته اجابت بشود و یک مضطر را از تنگنا نجات بدهی.» نماز صبح را خواندم و داشتم تعقیبات می خواندم. حرم شلوغ بود.

 

ناگهان، از پشت سر کسی دستی به کتف من زد و گفت: «آقای ابو ترابی! این پاکت مال شماست.» و مهلت هم نداد که من عکس العملی نشان دهم و تشکر بکنم. پاکت را به من داد. وقتی به خود آمدم، برگشتم که ببینم چه کسی بود؛ اما اثری از آن شخص ندیدم. پاکت را باز کردم. دیدم هزار تومان پول(همان مبلغی که خواسته بودم) در آن گذاشته شده بود. منزل آمدم و آن شخص هم طبق قرار، دوباره به سراغم آمد.پول را که به او دادم، از فرط شوق از خود بی خود شد.

 

باید در عرض ادب کردن به پیشگاه مقدس معصومین(علیه السلام)با دنیایی دلگرمی و اطمینان پیش برویم. «اشهد انک تسمع کلامی و ترد سلامی» من شهادت می دهم که شما من را می بینید و صدایم را می شنوید. آنها جواب ما را در حدی که شایستگی و لیاقت ماست، به ما بر می گردانند.

 

خاطره ای از سید آزادگان، حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر ابوترابی

 

سایت جامع آزادگان

پاسخی بگذارید »

  • آخرین اخبار
  • جزئیات تحویل خودروهای پیش فروش شده سایپا/ افزایش ۳۰ درصدی قیمت پراید و تیبا
    تذکر اشرف غنی به همسرش برای رعایت حجاب اسلامی + فیلم
    منظور آیت‌الله هاشمی خیار بوده است نه خاویار!
    جانشین هلندی کی روش مشخص شد
    طبق معاملات بازار آزاد؛ قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار ۳۶۵ هزار تومان شد + جدول
    #غیرتلی_تبریز | واکنش جوانان تبریزی به بی‌احترامی به دو دختر در پارک ایل گلی + تصاویر
    مقابله پدافند هوایی سوریه با حمله هوایی جدید رژیم صهیونیستی
    «میثم مطیعی» در عراق به کمک «ظریف» آمد +عکس و فیلم
    پیروزی ایران مقابل عمان با درخشش بیرانوند/ عبور از دیوار چین؛ ماموریت بعدی یوزها +عکس و فیلم
    سند ادعای تازه محسن آرمین درباره امام و شهید لاجوردی موجود نیست!/ احتمال رو شدن برگه جدید در پرونده مظنونین انفجار نخست‌وزیری
    تصاویری دیده نشده از فرمانده شهید حججی
    ضرب و شتم ضابطان زن قضایی توسط مهدی قلیان
    بارش برف در روستای تاریخی ماسوله عکاس/تصاویر
    دکتر روحانی: درخت عامل بارش باران است!/کارتون
    بر هم زدن مراسم معارفه ها توسط ۵ عضو شورای شهر!/ نامه نگاری ها به شورا بی جواب می‌ماند/ شهردار فردیس: استعفا نمی‌دهم/ حل معضل ۲۰ ساله دستفروشی در فردیس
    پیش ثبت‌ نام عتبات نوروزی در البرز آغاز شد
    نامزد بازی ظریف
    خبر سگ آقازاده از کجا آمد؟
    ۶۰۰ هزار راس دام زنده از رومانی به ایران وارد می‌شود
    بازداشت مأموران قلابی حین بازرسی مسافر مترو +عکس
    کتابی که همه باید بخوانند
    تمامی حقوق متعلق به وبسایت خبری تحلیلی کمال مهر بوده و هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز خواهد بود.
    Powerd By: K...